گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در دو عالم یکست مثلش کو

کی بود مثل چون نباشد دو

به وجود او یکی است تا دانی

این دوئی از چه خاست از من و تو

به ظهور آن یکی هزار نمود

می نماید هزار اما کو

گنج و گنجینه و طلسمی تو

هر چه خواهی ز خویشتن می جو

میل با عاقل دو رو چه کنی

باش با عاشقان او یک رو

غیر اونیست ور تو گوئی هست

نبود هیچ هستئی بی او

نعمت الله یکی است در عالم

ور تو گوئی که دو برد می گو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام