گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چشمی که ندیده نور آن رو

تاریک بود چو روی هندو

با ما بنشین خوشی درین بحر

ما را به کف آر و ما به ما جو

از جام حباب آب می نوش

از ما بشنو مرو به هر جو

گنجینهٔ گنج پادشاهی

مفلس گردی روان به هر سو

هر ذره ز آفتاب حسنش

یا سایهٔ نور اوست یا او

در جام جهان نما نظر کن

تا بنماید به تو یکی دو

در مجلس عشق و بزم رندان

چون سید مست ما دگر کو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام