گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۵۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

به هرحسنی که می بینم جمالش می نماید رو

به معنی دو یکی یابم به صورت گر چه باشد دو

به من گر شاهد معنی نماید رو به صد صورت

به صد صورت مرا حسنی نماید روی او نیکو

بیا تو آینه بردار و روی خود در آن بنما

که تمثال جمال او شود روشن به چشم تو

اگر در خواب و بیداری وگر مستی و هشیاری

خیالش نقش می بندم نمی باشم دمی با او

تو لطف ساقی ما بین که هر دم می دهد جامی

در آنجا از صفای می به رندان می نماید رو

بیا ای مطرب خوشخوان که شعری گفته ام خوش خوش

قبولش کن ز من قولی برو صورت خوشی می گو

بسی رندان و سرمستان که دیدی یا شنیدستی

ولیکن در همه عالم یکی چون نعمت الله کو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام