گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۴۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عالم منور است به نور جمال او

داریم ما کمال ولی از کمال او

نقش خیال اوست که بر دیده رو نمود

در خواب دیده ایم از آن رو خیال او

آب حیات ماست که نوشند تشنگان

سرچشمهٔ خوشی بود آب زلال او

رندیم و لاابالی و نوشیم می مدام

نه بادهٔ حرام شراب حلال او

هر زنده ای که جان عزیزش ازو بود

جاوید باشد او و نباشد زوال او

مستی که اصل او بُود از کوی می فروش

جاوید باشد او و نباشد زوال او

سید یکیست در دو جهان مثل او کجاست

هرگز ندیده دیدهٔ مردم مثال او

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام