گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۳۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو

صد دل به حبه ای و دو صد جان به نیم جو

سودا نگر که عشق به صد جان خریده ایم

بفروختیم روضهٔ رضوان به نیم جو

با گنج عشق مخزن قارون به پولکی

با ملک فقر ملک سلیمان به نیم جو

با درد دل خوشیم دوا را چه می کنیم

داروی ماست دردش و درمان به نیم جو

ای عقل جو فروش که گندم نمایدت

کاه است و هست و کاه فراوان به نیم جو

گوئی که هست خرمن طاعت مرا بسی

صد خرمن چنین بر یاران به نیم جو

ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است

جائی که نیست بندهٔ جانان به نیم جو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام