گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۲۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

گر ذوق طلب کنی ز ما جو

بگذر ز خود و برو خدا جو

در بحر به عین ما نظر کن

آنگاه در آ و ما به ما جو

ما دُردی درد نوش کردیم

با درد در آ ز ما دوا جو

از ما بشنو نصیحتی خوش

نیکی کن و نیکیش جزا جو

دهقانی کن مکن گدائی

از کسب حلال خود نوا جو

گر طالب علم کیمیائی

در خاک سیاه کیمیا جو

رو روح بگیر و جسم بگذار

بگذار کدورت و صفا جو

با شمس و قمر ندیم می باش

از هر دو مراد دو سرا جو

مستیم و حریف نعمت الله

در مجلس او درآ مرا جو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام