گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۲۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای دل گشایشی ز در عاشقان بجو

آسایشی ز صحبت صاحبدلان بجو

در یوزه ای ز همت مردان حق بکن

بخشایشی ز خدمت این دوستان بجو

پروانه ای ز آتش عشقش بسوز دل

آن لحظه آروزی دل و کام جان بجو

از خود در آ به خلوت جانانه رو خرام

چون بی نشان شدی ز خود آن دم نشان بجو

گر طالب حقیقتی مطلوب نزد تو است

دریاب و آرزوی دل طالبان بجو

ذرات کاینات ز خورشید روی او

روشن شدند ذره به ذره عیان بجو

سید ازین میان و کنارش طلب مکن

پرُتر شو از کنار و برون از میان بجو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام