گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۲۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آبرو جوئی بیا از ما بجو

دل به دریا ده بیا دریا بجو

دو جهان بگذار تا یکتا شوی

آنگهی یکتای بی همتا بجو

رند مستی گر همی خواهی بیا

در خرابات مغان ما را بجو

دیده بگشا نور چشم ما نگر

عین ما در دیدهٔ بینا بجو

ما به دست زلف او دادیم دل

در سر ما مایهٔ سودا بجو

در عدم ما را حضوری بس خوش است

گر حضوری بایدت آنجا بجو

هر چه می بینی از او دارد نصیب

نعمت الله از همه اشیا بجو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام