گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خوش درآ در بحر ما ما را بجو

آبرو جوئی درین دریا بجو

قطره و موج و حباب و بحر و جو

هر چه می خواهی بیا ازما بجو

قاب قوسین از میانه طرح کن

مخزن اسرار او ادنی بجو

در خرابات فنا افتاده ایم

جای ما جوئی بیا این جا بجو

از بلا چون کار ما بالا گرفت

منصب عالی از آن بالا بجو

غیر او نقش خیالی بیش نیست

بگذر از نقش خیال او را بجو

سید ما را ز یاسین می طلب

صورتش از معنی طه بجو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام