گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۹۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتن

سلطنت از خدمت نور الهی یافتن

بندهٔ او شو اگر خواهی که گردی پادشاه

کز قبول او توانی پادشاهی یافتن

شرط جانبازان ما در عاشقی دانی که چیست

طرح کردن هرچه را از مال و جاهی یافتن

خوش بود سلطان معنی یافتن در صورتی

پادشه در جامهٔ مرد سپاهی یافتن

در ضمیر روشن می ، نور ساقی دیده ام

خوش بود در عین منهیات ناهی یافتن

ساقی سرمست دیدم صبح جام می به دست

خوش بود یاری چنین در صبحگاهی یافتن

نعمت الله گر همی خواهی بیا از ما طلب

ور ز غیر ما بخواهی آن نخواهی یافتن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام