گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۸۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای دل ز جهان ، جهان گذر کن

در عالم عاشقی سفر کن

از خلوت صومعه برون آی

در گوشهٔ میکده مقر کن

در بحر محیط حال حل شو

دامن چو صدف پر از گهر کن

مستانه در آی درخرابات

یاران حریف را خبر کن

از خانقه وجود و صورت

جز معنی عشق او به در کن

بگذر ز حدیث دی و فردا

امروز صفات خود دگر کن

خواهی که خدای را ببینی

در چهرهٔ سیدم نظر کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام