گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۸۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عالم سر آبی و سرابیست نظر کن

بنگر که سرآب و سرابیست نظر کن

نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیست

در دیدهٔ ما صورت خوابیست نظر کن

اما نظری کن به حقیقت که توان دید

عالم همه چون آب و حبابیست نظر کن

آبست و حبابست درین بحر هویدا

این هر دو به هم جام و شرابیست نظر کن

گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاست

در اصل همه قطرهٔ آبیست نظر کن

هر ذره که بینی به تو خورشید نماید

روشن بنگر ماه نقابیست نظر کن

در کوی خرابات بجو سید ما را

می بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام