گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آئینهٔ ذات عین ذات است

ذات است که مجمع صفات است

بی‌ جود وجود حضرت او

عالم به تمام فانیات است

می نوش مدام دُردی درد

کاین دُردی درد دل دوات است

میخانهٔ ما است در خرابات

و این خانه ورای شش جهات است

سیراب شدند خلق عالم

آری همه چیز ذو‌حیات است

گر کشته شوی به تیغ عشقش

آن حی قدیم خونبهات است

سید به حضور نعمت‌الله

دایم به وضو و در صلات است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام