گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۷۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

جام گیتی نما ز ما بستان

ساغر پر ز ما بیا بستان

دُردی درد دل دوا باشد

دردمندی خوشی دوا بستان

گر بلائی دهد خدا دریاب

بخشش حضرت خدا بستان

چون رسیدی در این سرابستان

هم مرادی از این سرا بستان

بر سر آب چشم ما بنشین

آبروئی ز چشم ما بستان

گر به بستان گذر کنی نفسی

همچو بلبل ز گل نوا بستان

نعمت الله مجو ز بیگانه

هر چه خواهی ز آشنا بستان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام