گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۵۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نور رویش به چشم او می بین

گل وصلش به دست او می بین

از سر جان روان چو ما برخیز

جاودان پیش عاشقان بنشین

ما حبابیم و عین ما آب است

نظری هم به عین ما بگزین

دل ما انقیاد محبوب است

به از این دین ما که دارد دین

چین زلفش صبا دهد بر باد

این خطابین که می رود بر چین

عشقش مستست و عقل مخمور است

کی کند عشق عقل را تمکین

ذوق سید حباب می بخشد

تا ابد گو ذوق به او آمین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام