گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۵۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آن چنان حضرتی چنین می بین

چشم بگشا همان همین می بین

جام و می را به همدگر دریاب

نظری کن به آن و این می بین

ذره و آفتاب در نظر است

تیز می بین و خرده بین می بین

جام گیتی نما به دست آور

روبرو یار همنشین می بین

حسن او را نگر به دیدهٔ او

نور آن روی نازنین می بین

نور چشم است و دیدهٔ روشن از او

دیده و نور را قرین می بین

نعمت الله امین حضرت اوست

آن امانت نگر امین می بین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام