گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۵۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

با تو گویم روی بی چون چو ببین

نور روی او به نور او ببین

روشنست آئینهٔ گیتی نما

در صفای روی او آن رو ببین

می نماید آن یکی در هر یکی

ورنه می بینی چو احوال دو ببین

آفتابی رو نموده مه نقاب

روشنست در دیده ماه نو ببین

آبرو جوئی در این دریا در آ

عین ما را می نگر هر سو ببین

خرقهٔ هستی به می می شو چو ما

پاکی ما را ز شست و شو ببین

نعمت الله را به چشم ما نگر

نور نور الدین ما نیکو ببین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام