گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نور او در دیدهٔ بینا ببین

آن یکی در هر یکی پیدا ببین

آبی از جام حبابی نوش کن

عین ما را هم به عین ما ببین

ای که می گوئی که آنجا بینمش

دیده را بگشا بیا اینجا ببین

بر لب دریاچه می گردی مدام

غرقهٔ دریا شو و دریا ببین

آینه گر صد ببینی ور هزار

در همه یکتای بی همتا ببین

در سرم سودای زلف او فتاد

حال این سودائی شیدا ببین

نعمت الله را اگر خواهی بیا

در خرابات مغان ما را ببین

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام