گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

این شیشهٔ ما پر از گلاب است

گفتیم گلاب و در کل آب است

آب است و حباب این می و جام

آبش می و جام ما حباب است

نقشی که خیال غیر بندد

آن نقش خیال عین خواب است

چشمی که ندید نور رویش

بینا نبُود که در حجاب است

هر ماه که رو به تو نماید

نیکو بنگر که آفتاب است

ساقی قدحی به عاشقان ده

این خیر که می ‌کنی ثواب است

سید مست است در خرابات

او از چه غم ار جهان خراب است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

تردید نوشته:

مصرع دوم بیت مقطع را توجه کنید دوستان
آیا اینگونه نبوده
او را چه غم ار جهان خراب است

کانال رسمی گنجور در تلگرام