گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۲۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان

جانت مده به باد هوا در هوای نان

بگشاده‌ای چو کاسه دهان در خیال آش

مانند سفره حلقه به گوشی برای نان

بهر دو نان مرو بر ِ دونان و شرم‌دار

حیف است کآبروی فروشی بهای نان

آدم برای دانهٔ گندم بهشت هشت

تو بازخر به نان جو ای مبتلای نان

هر هشت خلد و شش جهت و پنج حس تو را

گردد مطیع اگر بدهی یک دو تای نان

دل را شراب ده که همین است دوای دل

نان پیش سگ بمان که همان است سزای نان

از خوان نعمت‌اللّه اگر خورده‌ای طعام

چه قدر آش نزد تو باشد چه جای نان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام