گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۱۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نور چشمست او به او بینیم

لاجرم جمله را نکو بینیم

ما چو احول نه ایم ای بینا

کی چو احول یکی به دو بینیم

آینه گر هزار می نگریم

خود و محبوب روبرو بینیم

مجمع زلف او پریشان شد

حال مجموع مو به مو بینیم

آفتابی به ماه می یابیم

بلکه او را به نور او بینیم

موج بحریم و سو به سو گردیم

آب در دیده سو به سو بینیم

همه عالم چو نعمت الله است

غیر او را بگو که چو بینیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام