گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نعمت الله نور دین دارد لقب

نور دین از نعمت الله می طلب

از رسول الله نسب دارد درست

خود که دارد این چنین دیگر نسب

مطرب عشّاق گو شعرش بخوان

تا جهان از ذوق او گیرد طرب

جان من گفتا نهم لب بر لبش

آمده از عشق او جانم به لب

مدتی بودم مجاور در عجم

گرچه اصلم باشد از ملک عرب

آب لطف او نصیب ما بود

آتش قهرش از آن ِ بولهب

من مجاور حالیا در ملک فارس

جد من آسوده در شهر حلب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام