گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۹۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم

با همه آینه داران جهان یک روئیم

موج دریای محیطیم و عجایب این است

عین آبیم ولی آب ز جو می جوئیم

گاه در میکده باشیم و گهی درمسجد

در همه حال که هستیم خوشی با اوئیم

روز و شب دیدهٔ ما گرد جهان می گردد

روشنائی نظر از نظرش می جوئیم

گوش کن گفتهٔ مستانهٔ ما را بشنو

که چنین گفتهٔ مستانهٔ از او می گوئیم

چشم ما نقش خیال دگری گر دیده

عاشقانه ز نظر پاک فرو می شوئیم

در خرابات مغان سید سرمستانیم

گرچه رندیم ولی رند خوش نیکوئیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام