گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۸۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ما دم از عشق در قدم زده ایم

پیش از این دم ز عشق دم زده ایم

کاف کن در کتاب کون نبود

که خیالش به جان رقم زده ایم

غم نداریم از همه عالم

شادی عشق جام جم زده ایم

مطرب بزم باده نوشانیم

ساز عشاق زیر و بم زده ایم

حرف عشقش نوشته ایم به جان

دفتر عقل را قدم زده ایم

در طریقی که نیست پایانش

عاشقانه بسی قدم زده ایم

از وجود و عدم مگو سید

که وجود و عدم به هم زده ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام