گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۷۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

یک نظر از اهل دل تا دیده ایم

نزد مردم همچو نور دیده ایم

در خیال دیدن او روز و شب

همچو دیده سو به سو گردیده ایم

عاشق مستیم و با ساقی حریف

می ز جام عشق او نوشیده ایم

از دم ما مرده ، دل زنده شود

تا لب عیسی جان بوسیده ایم

ذوق بلبل از نوای ما بُود

زانکه ما گل از وصالش چیده ایم

تا ابد سلطان اقلیم دلیم

خلعت از روز ازل پوشیده ایم

سید ما در نظر چون آینه است

ما در این آئینه خود را دیده ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام