گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۷۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نور او در چشم بینا دیده ایم

در همه آئینه او را دیده ایم

آب چشم ما به هر سو رو نهاد

چشمه ای را عین دریا دیده ایم

دیده ایم آئینهٔ گیتی نما

نور او در جمله اشیا دیده ایم

عشق را جائی معین هست نیست

جای آن بی جا به هر جا دیده ایم

بر در میخانه مست افتاده ایم

جنت الماوای خود را دیده ایم

نور رویش روشنی چشم ماست

روشنست این چشم ما ، ما دیده ایم

نعمت الله را به ما سید نمود

این نظر از حق تعالی دیده ایم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام