گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آفتابی رو نموده مه نقاب

ماه تابان می نماید آفتاب

خوش حبابی پر کن از آب حیات

تا بیابی جام پر آبی ز آب

موج دریائیم و دریا عین ما

عین ما بر عین ما باشد حجاب

ساقی سرمست ما باشد کریم

جام می بخشد به رندان بی حساب

خوش سر آبیم و سیرابیم ما

زاهد بیچاره مانده در سراب

عشق می بیند جمال او به او

عقل می بندد خیال او به خواب

نعمت الله سر به پای خم نهاد

در خرابات مغان مست و خراب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام