گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

بیا تا با تو ما همباز گردیم

به شهر خویشتن هم باز گردیم

چو شهباز آمدیم از حضرت شاه

بیا تا نزد آن شهباز گردیم

پَر و بالی برآریم از حقیقت

بر اوج لامکان پَرباز گردیم

فدای او شویم از خود به کلی

بر اوج عشق او جانباز گردیم

چو ما آن خاک آن گوئیم زین ره

غبار او شویم و باز گردیم

درین ره مدتی رفتیم بی خود

روا نبود که خود ما باز گردیم

ندیم سیدیم و همدم او

از این همدم کجا ما باز گردیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام