گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۱۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

خیال روی تو دائم به خواب می بینم

مدام لعل لبت در شراب می بینم

تو نور دیدهٔ مائی تو را به تو نگرم

به چشم تو رخ تو بی حجاب می بینم

حباب و قطره و دریا و موج می یابم

نظر کنیم در اینها و آب می بینم

چو ماه روی تو ما را جمال بنماید

به نور طلعت تو آفتاب می بینم

اگر چه آب حیات از حباب می نوشم

چه سرخوشم که حیات از حباب می بینم

گشاده ایم سر خم و باده می نوشیم

بیا بنوش که خیر و ثواب می بینم

جمال ساقی کوثر که نور دیدهٔ ماست

به چشم سید مست خراب می بینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام