گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۱۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نقش عالم خیال می بینم

در خیال آن جمال می بینم

همه عالم چو مظهر عشقند

همه را بر کمال می بینم

ساغر باده ای که می نوشم

عین آب زلال می بینم

نور چشمست و در نظر دارم

از سر ذوق و حال می بینم

آینه پیش دیده می دارم

حسن او بی مثال می بینم

ترک رندی و عاشقی کردن

از دل خود محال می بینم

نعمت الله را چو می بینم

صورت ذوالجلال می بینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام