گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۰۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

من به جان دوستدار رندانم

عاشق روی باده نوشانم

به جز از عاشقی و می خواری

هیچ کار دگر نمی دانم

نوبتی توبه کردم از باده

مدتی شد کز آن پشیمانم

شعر مستانه ای همی گویم

غزلی عاشقانه می خوانم

دُرد دردش مدام می نوشم

یار و همدرد دردمندانم

بندهٔ حضرت خداوندم

پادشاه هزار سلطانم

سید مجلس خراباتم

ساقی بزم می پرستانم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام