گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۰۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم

یک جام شرابی به دو صد جم نفروشیم

در کوی خرابات مغان همدم جامیم

هرگز به بهشت ابد این دم نفروشیم

گوئی که به جز جنت شادی به غم عشق

شادی تو نگه دار که ما غم نفروشیم

دردیست دلم را که به درمان نتوان داد

زخمی است درین سینه به مرهم نفروشیم

بسیار فروشیم می ذوق و لیکن

یک جرعه به جانیست جوی کم نفروشیم

گفتیم فروشیم یکی جرعه به جانی

سودا مکن ای خواجه که آنهم نفروشیم

یک لحظه حضوری و دمی صحبت سید

گر زانکه دهد دست به عالم نفروشیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برگ سبز » شمارهٔ ۲۸ » (سه گاه) (۱۲:۴۹ - ۱۶:۲۹) نوازندگان: جلیل شهناز (‎تار) خواننده آواز: بانو فرح سراینده شعر آواز: شاه‌ نعمت‌ الله ‌ولی (غزل) مطلع شعر آواز: ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

برهان نوشته:

این غزل با صدای خانوم فرح در دستگاه سه گاه شنیدنیه

کانال رسمی گنجور در تلگرام