گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

آفتابست و سایه بان عالم

به مثل او چنین چنان عالم

جام گیتی نماست می بینش

که نماید همین همان عالم

غیر او دیگری نخواهد دید

هر که بینا شود در آن عالم

این میان و کنار کی بودی

گر نبودی درین میان عالم

صورت اوست نور دیدهٔ ما

این معانی کند بیان عالم

همه عالم نشان او دارد

بی نشان او بود نشان عالم

هر زمان عالمی کند پیدا

می برد آورد روان عالم

عالم عشق را نهایت نیست

هست این بحر بیکران عالم

نعمت الله چون می و جام است

جام و می را بدان بدان عالم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام