گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۷۸

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

ز نور روی او تابنده گشتم

امیر و سیدم تابنده گشتم

به جانان جان خود تسلیم کردم

به عمر جاودان پاینده گشتم

اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش

به یُمن وصل او فرخنده گشتم

شدم کشته به تیغ عشق لیکن

شهادت یافتم دل زنده گشتم

ز نور آفتاب سید خود

چو ماه چارده تابنده گشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام