گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۷۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

سخنی خوش به ذوق می گویم

یاری از اهل ذوق می جویم

بزم عشق است و خرقهٔ سالوس

عاشقانه مدام می شویم

عشق و معشوق و عاشق خویشم

لاجرم غیر خود نمی پویم

من و او و تو چون یگانه شدیم

تو منی ای عزیز من اویم

آفتابی در آینه بنمود

روشن از نور روی مه رویم

روح قدسی خموش خواهد بود

در مقامی که من سخن گویم

یک زمان سیدم دمی بنده

گاه سلطان و گاه انجویم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام