گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۶۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عاشق روی نازنین توام

والهٔ زلف عنبرین توام

من اگر کافرم اگر مومن

در همه کیشها به دین توام

به یقین جان بی گمان منی

بی گمان عاشق یقین توام

عشق تو شمع و من چو پروانه

سوختهٔ عشق آتشین توام

گر به میخانه ور بکعبه روم

در همه جای همنشین توام

تو مرا برگزیدی از دو جهان

من به جان عاشق گزین توام

صورت جان توئی و معنی دل

من هم آن تو و هم این توام

هر چه دارم همه امانت تواست

بسیارم چو من امین توام

گنج اسما به من تو بخشیدی

نعمت الله و نور دین توام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام