گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۵۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

تا جمالش در تجلی دیده ام

صورتش را عین معنی دیده ام

دیده ام روشن به نور روی اوست

لاجرم بیناست یعنی دیده ام

مست ومجنون ، روز و شب سرگشته ام

تا به لیلی حسن لیلی دیده ام

ذات من آئینه ، او آئینه دار

هر دو را در یک تجلی دیده ام

غیر معشوقم نیاید در نظر

عاشقان را گر چه خیلی دیده ام

تا محیط دیده بر زد موج عشق

هفت دریا را چو سیلی دیده ام

نعمت الله یافتم در هر وجود

با همه عشقی و میلی دیده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام