گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۵۵

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

نیم شب خوش آفتابی دیده ام

آفتابی مه نقابی دیده ام

دیده ام روشن به نور روی اوست

تا نپنداری که خوابی دیده ام

در رخ هر ذره ای کردم نظر

از همه رو آفتابی دیده ام

آن چنان آب حیاتی یافتم

لاجرم در دیده آبی دیده ام

بی وجود حضرت او کاینات

در عدم شکل سرابی دیده ام

مدتی شد تا نمی بینم حجاب

زان که این دیده حجابی دیده ام

نعمت الله را اگر یابی بگو

عاشق و مست و خرابی دیده ام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام