گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۳۹

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

توبه از زهد و زاهدی کردم

در خرابات مست می گردم

می خمخانهٔ حدوث و قدم

شادی روی عاشقان گردم

خاطر کس ز من ملول نشد

ننشسته به دامنی گردم

دُردی درد دل همی نوشم

دردمندانه همدم دردم

زن دنیا و آخرت چه کنم

رند و مست و مجرد و فردم

عاشق و صادقم گواهانم

اشک سرخست و چهرهٔ زردم

بندهٔ سید خراباتم

هر چه فرمود بنده آن کردم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام