گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۲۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

همدمی گر طلب کنی یک دم

باش با جام می دمی همدم

گنج و گنجینه خداوندی

طلبش کن ز حضرت آدم

گر کسی جم ندید جامش دید

ما ندیدیم جام را بی جم

دردمندیم و درد او درمان

دل ما ریش و زخم او مرهم

جام می را بگیر و خوش می نوش

که بود ذوق این و آن با هم

مظهر اسم اعظم اوئیم

غیر ما کیست صاحب اعظم

این و آن در جهان فراوانند

نعمت الله یکی است در عالم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام