گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

چون برآمد از دل جام آفتاب

نزد ما هر دو یکی برف است و آب

اصل گُل آبست و فرع آب گل

اصل و فرعش دوستدارم چون گلاب

چشم ما روشن بود از نور او

در نظر دارم از آن رو آفتاب

چون حجاب او نمی دانم جز او

روز و شب می بینم او را بی حجاب

حرفی از اسرار جد ما بود

معنی مجموعهٔ ام الکتاب

چون نیم هشیار بگذر از سرم

چون ندارم عقل بگذار احتساب

نعمت الله در خراباتش طلب

همدم جام می و مست وخراب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام