گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

من چنین سرمست یارم سن نجک من سو بله گل

غیرعشقش نیست کارم سن نجک من سویله گل

من به عشق او تمامم عاشقان را من امام

رهنمای خاص و عامم سن نجک من سویله گل

غرقهٔ دریای عشقم بلبل گویای عشقم

گلشن بویای عشقم سن نجک من سویله گل

من به کام دل رسیدم مونس جان را پدیدم

گفتم اسرار و شنیدم سن نجک من سویله گل

عشق او ماند به آتش می بسوزد عود دل خوش

گل منی یا قریدش سن نجک من سویله گل

یاد او ورد زبانم ورد او درمان جانم

مهر او نور روانم سن نجک من سویله گل

بندهٔ خاص خدایم سید هر دو سرایم

من از این مردم جدایم من نجک من سویله گل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام