گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰۶

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

به جز درد سر از غافل چه حاصل

از این سودای بی حاصل چه حاصل

سخن از عاشقان و عشق می گو

ز قول عاقل غافل چه حاصل

نکردی حاصلی از عمرت این دم

به غیر از آه دل حاصل چه حاصل

ز باطل بگذر و حق را طلب کن

مجو باطل ازین باطل چه حاصل

تو را خلوتسرا در ملک جانست

سرای دل طلب از گل چه حاصل

به دریا در فکن خود را چو غواص

ستاده بر لب ساحل چه حاصل

حدیث وصل می گوئی دگر بار

اگر تو نیستی واصل چه حاصل

ز سرمستان گریزانی چو زاهد

به مخموران شدی مایل چه حاصل

تو را چون نیست ذوق نعمت الله

ازین قول و از آن قائل چه حاصل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام