گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قصاید
 

قدرت کردگار می بینم

حالت روزگار می بینم

حکم امسال صورت دگر است

نه چو پیرار و پار می بینم

از نجوم این سخن نمی گویم

بلکه از کردگار می بینم

غین در دال چون گذشت از سال

بوالعجب کار و بار می بینم

در خراسان و مصر و شام و عراق

فتنه و کارزار می بینم

گرد آئینه ضمیر جهان

گرد و زنگ و غبار می بینم

همه را حال می شود دیگر

گر یکی در هزار می بینم

ظلمت ظلم ظالمان دیار

غصهٔ درد یار می بینم

قصهٔ بس غریب می شنوم

بی حد و بی شمار می بینم

جنگ و آشوب و فتنه و بیداد

از یمین و یسار می بینم

غارت و قتل و لشکر بسیار

در میان و کنار می بینم

بنده را خواجه وش همی یابم

خواجه را بنده وار می بینم

بس فرومایگان بی حاصل

عامل و خواندگار می بینم

هرکه او پار یار بود امسال

خاطرش زیر بار می بینم

مذهب ودین ضعیف می یابم

مبتدع افتخار می بینم

سکهٔ نو زنند بر رخ زر

در همش کم عیار می بینم

دوستان عزیز هر قومی

گشته غمخوار و خوار می بینم

هر یک از حاکمان هفت اقلیم

دیگری را دچار می بینم

نصب و عزل تبکچی و عمال

هر یکی را دوبار می بینم

ماه را رو سیاه می یابم

مهر را دل فَگار می بینم

ترک و تاجیک را به همدیگر

خصمی و گیر و دار می بینم

تاجر از دست دزد بی همراه

مانده در رهگذار می بینم

مکر و تزویر و حیله در هر جا

از صغار و کبار می بینم

حال هندو خراب می یابم

جور ترک و تتار می بینم

بقعه خیر سخت گشته خراب

جای جمع شرار می بینم

بعض اشجار بوستان جهان

بی بهار و ثمار می بینم

اندکی امن اگر بود آن روز

در حد کوهسار می بینم

همدمی و قناعت و کُنجی

حالیا اختیار می بینم

گرچه می بینم این همه غمها

شادئی غمگسار می بینم

غم مخور زانکه من در این تشویش

خرمی وصل یار می بینم

بعد امسال و چند سال دگر

عالمی چون نگار می بینم

چون زمستان پنجمین بگذشت

ششمش خوش بهار می بینم

نایب مهدی آشکار شود

بلکه من آشکار می بینم

پادشاهی تمام دانائی

سروری با وقار می بینم

هر کجا رو نهد بفضل اله

دشمنش خاکسار می بینم

بندگان جناب حضرت او

سر به سر تاجدار می بینم

تا چهل سال ای برادر من

دور آن شهریار می بینم

دور او چون شود تمام به کار

پسرش یادگار می بینم

پادشاه و امام هفت اقلیم

شاه عالی تبار می بینم

بعد از او خود امام خواهد بود

که جهان را مدار می بینم

میم و حا ، میم و دال می خوانم

نام آن نامدار می بینم

صورت و سیرتش چو پیغمبر

علم و حلمش شعار می بینم

دین و دنیا از او شود معمور

خلق از او بختیار می بینم

ید و بیضا که باد پاینده

باز با ذوالفقار می بینم

مهدی وقت و عیسی دوران

هر دو را شهسوار می بینم

گلشن شرع را همی بویم

گل دین را به بار می بینم

این جهان را چو مصر مینگرم

عدل او را حصار می بینم

هفت باشد وزیر سلطانم

همه را کامکار می بینم

عاصیان از امام معصومم

خجل و شرمسار می بینم

بر کف دست ساقی وحدت

بادهٔ خوش گوار می بینم

غازی دوست دار دشمن کش

همدم و یار و غار می بینم

تیغ آهن دلان زنگ زده

کُند و بی اعتبار می بینم

زینت شرع و رونق اسلام

هر یکی را دو بار می بینم

گرک با میش شیر با آهو

در چرا برقرار می بینم

گنج کسری و نقد اسکندر

همه بر روی کار می بینم

ترک عیار مست می نگرم

خصم او در خمار می بینم

نعمت الله نشسته در کنجی

از همه بر کنار می بینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۵۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ادیب ع نوشته:

با عرض سلام.قصیده ای که آقای دکتر جمشیدیان،با همین شماره و مضمون (و به قول خودشان)از نسخه ی خطّی دیوان شاه نعمت الله ولی که در سال ۱۲۷۴ه.ق استنساخ شده،و در مورد آن،پژوهشی نیز انجام داده اند،جز چند بیت انگشت شمار بقیه،کلّی با قصیده ی ارائه شده توسط شما ، فرق دارد.(هم چنین ایشان ، اشاره نموده که نسخه ی مشارالیه،از روی قدیمی ترین نسخه ی خطّی دیوان شاه نعمت الله که مربوط به دوره صفویه است و در ماهان کرمان نگهداری میشود ، استنساخ شده است.)این چه طور میشود؟

احمد قاف نوشته:

این قصیده ناقص است، آنجا که شاهان قاجار و پهلوی را نام میبرد، از دجال می گوید کجاست؟!

آرمان نوشته:

در کتابچه ای که بنده در اختیار دارم نام پادشاهان قاجاری،پهلوی،صفوی و نادر شاه افشار و… اشاره شده است و حتی اینکه نایب مهدی از نسل آل حسن است اشاره شده. حتی برخی ادعا می کنند که در نسخه هایی از این قصیده شاه نعمت اله ولی حاکم قبل از امام زمان را با نام بنیامین معرفی می کرده است

کاظم نوشته:

این شعر ناقص است همانطور که می دانید اول روی کار آمدن بسیاری از شاهان را توصیف و تا آنجاکه می گوید بعد از این شاهی زمیان برود بهد از دوره ای می گوید که دوره فعلی می باشد که حتی از جنگ ایران و عراق صحبتی می شود{جنگ سختی شود در میان جهان _حال مردم فقار می بینم* زن و مردو دخت و پری_ همه را در فرار می بینم*اندکی امن اگر بود آن روز-در حد کوهسار می بینم( فرار مردم به کوه در برخی از شهرها برای امن بودن از حمله هوایی عراق}تا اینکه وعده میدهد که{غم مخور عالمی چون نگار میبینم -نائب مهدی آشکار شود بلکه من آشکار میبینم}که خروج سید خراسانی و حکومت او تا به امام عصر(عج) می رسد.

میلاد خ نوشته:

باسلام این قصیده درسته
ولی کثریه این قصیده را عزیزان نمی توانند بنویسند

نخستین نوشته:

درود بی پایان
قصیده بالا دارای مشکل های زیر است:(به دلیل کثرت نمیتوان همه را بر شمرد)
۱- ایراد های تایپی : «پاریار نه پار یار» یا«در دیار نه درد یار»
۲-جابجایی مصرع ها:
ظلمت ظلم ظالمان دیار//بی حد و بی شمار می بینم
قصه ای بس غریب می شنوم// غصه ای در دیار می بینم
۳-بسیاری از ابیات اضافی است: (در منابع معتبر ذکر نشده اند)
هر کجا رو نهد بفضل اله
دشمنش خاکسار می بینم
۴- بسیاری از دوستان صحبت از ابیات دارای نام قاجار و پهلوی و امام خمینی (ره) و امام خامنه ای (مذ) میکنند که همه جعلی هستند و مصارف تبلیغاتی دارند پس جای آنها اینجا نیست

حسین ط نوشته:

درود
خسته نباشید.
دوست عزیز آثار شعرا و عرفای ما دستکاری شده است بنا بر این شما که زحمت می‌کشید و می‌خواهید کمکی به فرهنگ ایران نمایید، شایسته است که دقت بیشتری مبذول کنید تا بتوان به مندرجات این سایت استناد نمود. در مورد دیوان شاه نعمت‌الله ولی دستکاری بیش از حد رخ داده است. این قصیدهٔ ۲۱ مندرج در سایت شما دیگر نور الی نور است. اگر همین قصیده را مطابقت بدهید با مجمع الفصحای هدایت جلد دوم صفحهٔ ۴۵ اصلن از درجهء اعتبار صاقط می‌شود همین قصیده در نامهٔ دانشوران میرزا قلی خان هدایت هم آمده است. امیدوارم ترتیب اثر بدهید تا بیش از این بازیچهٔ دست این و آن نشوید. ممنون

نگین نوشته:

نباید سخن گفت ناساخته

نشاید بریدن نینداخته

کمال است در نفس انسان سخن

تو خود را به گفتار ناقص مکن

حذر کن ز نادان ده مرده گوی

چو دانا یکی گوی و پرورده گوی

هادی نوشته:

خواهش میکنم یکی از دوستان مرا راهنمایی کند که اشعار صحیح پیشگویی شاه نعمت الله ولی را از کجا میتونم پیدا کنم انقدر با هم متفاوتند که ادمو گیج میکنه

م ح نوشته:

شاه نعمت الله ولی وپیش گوئی ریاست جمهور سال ۹۲
قصده شماره ۲۹ شاه نعمت الله ولی یک قصیده مشهور است که به اعتقاد برخی پیش گوئی هائی را بیان میکند که از ۸۰۰ سال به این طرف همه آنها واقع شده
وقایعی مثل مرگ ناصرالدین شاه ، استعمار انگلیس ، رضا شاه ، محمد رضا شاه ، انقلاب ۵۷ وووو
مشکل اصلی در این قصیده دستکاری بیش از حد شعر آن توسط حکومتهاست ، طوری که هر حکومتی آن را به میل خود با تغییر ، حذف و اضافه به دلخواه خود تفسیر نموده است
در اینجا چند بیت از آن را که مربوط به دوران ما میباشد مورد توجه قرار میدهیم ، البته از یک روش ریاضی نیز به تاریخ عجیبی میرسیم که واقعا جالب توجه است ،این تاریخ بسیار نزدیک است ، خواندن آن خالی از لطف نیست ،

لازم است به چند نکته توجه کنید
سیستم تقویم رسمی آن دوره قمری بوده است*
لینکهائی در انتها وجود دارند که شما میتوانید برای اطمینان بیشتر ، سندیت ریاضی و تاریخی این مطلب را بررسی نمائید*
اساس درستی این مطلب را میتوان در ضریب احتمال تصادفی بودن نشانه های موجود در این شعر جستجو نمود ،ضریب تصادفی بودن*
جمع چندین نشانه در یک جا بسیار پائین است اما صفر نیست ، یعنی هر چند جمع نشانه ها عجیب است اما امکان تصادفی بودن و نهایتا غلط بودن استنتاج همیشه وجود دارد
لینک شعر مورد استناد :
http://ganjoor.net/shahnematollah/ghasidesh/sh21/

اتفاقات و نشانه هائی که بصورت مستقیم به آنها اشاره شده بصورت پر رنگ نمایش داده شده

قدرت کردگار می بینم
حالت روزگار می بینم
حکم امسال صورت دگر است
نه چو پیرار و پار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم
بلکه از کردگار می بینم
غین در دال چون گذشت از سال
بوالعجب کار و بار می بینم
در خراسان(افغانستان) و مصر و شام و عراق
فتنه و کارزار می بینم
گرد آئینه ضمیر جهان
گرد و زنگ و غبار می بینم
همه را حال می شود دیگر
گر یکی در هزار می بینم
ظلمت ظلم ظالمان دیار
غصهٔ درد یار می بینم
قصهٔ بس غریب می شنوم
بی حد و بی شمار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه و بیداد
از یمین و یسار می بینم
غارت و قتل و لشکر بسیار
در میان و کنار می بینم
بنده را خواجه وش همی یابم
خواجه را بنده وار می بینم
بس فرومایگان بی حاصل
عامل و خواندگار می بینم
هرکه او پار یار بود امسال
خاطرش زیر بار می بینم
مذهب ودین ضعیف می یابم
مبتدع افتخار می بینم
سکهٔ نو زنند بر رخ زر
در همش کم عیار می بینم
دوستان عزیز هر قومی
گشته غمخوار و خوار می بینم
هر یک از حاکمان هفت اقلیم
دیگری را دچار می بینم
نصب و عزل تبکچی(معاون) و (مسئولین)عمال
هر یکی را دوبار (دو دوره ای بودن)می بینم
ماه را رو سیاه می یابم
مهر را دل فَگار می بینم
ترک و تاجیک را به همدیگر
خصمی و گیر و دار می بینم
تاجر از دست دزد بی همراه
مانده در رهگذار می بینم
مکر و تزویر و حیله در هر جا
از صغار و کبار می بینم
حال هندو خراب می یابم
جور ترک و تتار می بینم
بقعه خیر سخت گشته خراب
جای جمع شرار می بینم
بعض اشجار بوستان جهان
بی بهار و ثمار می بینم
اندکی امن اگر بود آن روز
در حد کوهسار می بینم
همدمی و قناعت و کُنجی
حالیا اختیار می بینم
گرچه می بینم این همه غمها

شادئی غمگسار می بینم

در این قسمت شاعر به یک زمان اشاره دارد که حال روزگار ناگهان متحول میشود ،

غم مخور زانکه من در این تشویش
خرمی وصل یار می بینم
بعد امسال و چند سال دگر
عالمی چون نگار می بینم
چون زمستان پنجمین بگذشت
ششمش خوش بهار می بینم

بیت آخر بسیار اسرار دارد که زمانی را به ما نشان دهد اما آن چیست؟
حروف ابجد سیستم بسیار ساده رمز بوده که برای هر حرف یک عدد در نظر گرفته شده ، نرم افزارها و لینکهای بسیاری قادر به محاسبه عدد معادل کلمات با استفاده از کدینگ ابجد میباشند ، عدد معادل جمع عدد ابجد حروف تشکیل دهنده کلمه مورد نظر میباشند
مصرع اول دارای حروف فارسی است که حروف ابجد شامل آنها نمیشود
کلمه ششمین به احتمال زیاد خود عدد مهمی است و ابجد آن مورد نظر نبوده
با استفاده از دو کلمه آخر به اعداد ، ۱۵۲ برای بهار و ۲۰۸ برای میبینم میرسیم ، در ضمن بهار خود نمایان گر زمان است
۲۰۸/۶+۲۰۸*۶+۱۵۲=۱۴۳۴/۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶….
این سال تنها یک عدد است که ماه و روز در آن مشخص نیست اما با کمی توجه متوجه میشویم که عدد بعد از اعشار صفر نیست و معنی کسر سال چیست؟ احتمال قوی عدد کسر سال همان مقدار ماه باید باشد ، اما ماه چگونه به کسر سال تبدیل شده ؟
ما میدانیم که ۶ ماه نیم سال است پس به همین نسبت میتوان محاسبه کرد که :
.۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶۶….*۱۲=۷/۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
ماه هفتم ، اما دوباره با کسر غیر صفر مواجه میشویم که به همان روش میتوان روز را محاسبه کرد :
۷/۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹*۳۰=۲۹/۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹۹
روز ۲۹ ، کسر بعد نمایانگر ساعت است که شاید ، البته شاید خیلی مهم نباشد
۱۴۳۴/۰۷/۲۹ تاریخ
(http://www.elib.hbi.ir/persian/CLINICAL-EPIDEMIOLOGY/calendar%20converter4.htm)معادل شمسی آن
۱۳۹۲/۰۳/۱۸
نزدیکترین مناسبت این روز که جدیدا اعلام شده بسیار عجیب است و البته پر معنا

انتخابات ریاست جمهوری ۶ روز بعداست و این عدد ۶ شاید باز هم معانی دیگری داشته باشد حتما به خاطر بسپاریم !
آیا ششمین دو دوره ای ریاست جمهوری تبکچی و عمال اتفاق خاصی خواهد افتاد؟
آیا به انتخابات مربوط است یا اتفاقی همزمان در پیش است؟
بیت های بعدی چون رنگ و بوی اعتقادی دارند در اینجا بدان ها پرداخته نمیشود اما یک توضیح این که آن فرد یا موج یا فضای جدید ۴۰ سال دوام خواهد داشت به همین دلیل اگر شخصی محور این تغییرات باشد قطعا شخص مسنی نخواهد بود شاید حدود ۴۰ تا ۴۵ ساله و قطعا فرد معروفی نخواهد بود
با آرزوی بهترین ها برای ملت بزرگ ایران
<>

مصطفی م نوشته:

۱) طبق حدیثی از رسول گرامی اسلام قبلاهمگی خوانده ایم که جناب شعیب بن صالح از زمانی که در ایران قیام میکند تا موقعی که زمام امور رابه دست باکفایت حضرت مهدی(ع) بسپارد مدت۷۲
ماه به طول می انجامد.(یعنی۶سال)
۲) به گفته ی شاه نعمت الله ولی مبنی براینکه عمرانقلاب ایران ۴۰ سال است باورداریم.
۳) اکنون در ۳۴مین سالگرد پیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی ایران هستیم.

مقایسه سه مورد بالا:

با انجام محاسباتی دربالا به عدد ۱۸ رسیدیم که این عدد ۶ روز با زمان انتخابات ریاست جمهوری (۲۴ خرداد) فاصله دارد و اشاره به حدیث پیغمبر اسلام وهمان ۶سال یا ۷۲ ماه دارد.

به صورت خلاصه میتوان گفت:
(( رییس جمهور آینده ایران همان شعیب بن صالح روایات است که به وجود ایشان مژده داده اند و بعد از او رییس جمهوردیگری نخواهدآمد )).انشاءالله

پیروز نوشته:

با سلام.
اول از سایت گنجور و زحمات دست اندر کارهاش باید یه تشکر درست و حسابی بکنم و بعد از اون آقایون و خانمها دست بردارید و برای خودتون مشغله درست نکنید.

صادق نوشته:

دوستمون (م ح) زمین رو به زمان دوخته که نتیجه ای دلخواه براش داشته باشه!
امیدوارم ایشون به متن شعر توجه کنند تا تخیلاتشون!

حسین نوشته:

دو زار بدین آش به همین خیال باشین شاه نعمت ا… کیلو چنده بابا متاسفم برای هموطنام که اینقدر اسیر خرافاتند و دنبال مزخرفاتند ان شا ا… خدا یاری کنه تا همه ما ها رو به راه راست هدایت کنه و دست از این مزخرفات برداریم و تنها دنبال علم باشیم نه ماورا طبیعت که اصلا وجود خارجی نداره و اگر وجود داره هیچ کس غیر از خدا از اون خبر نداره نه هر شارلاتانی

نخستین نوشته:

ای بابا
هرکی اومده (البته از نوع عوام فریب) گفته: «منظور شاه نعمت الله من بودم»
عزیز
لال شوم کور شوم کر شوم
لاکن محال است که من خررررر شوم
این هم تاریخچه این دروغا
سال ۵۷ —–> 1+6+9/8 *42 -1 = امام خمینی
سال ۷۶ —–> 2=8/9*7*5/9-3 = سید خندان!
سال ۸۴——> 8845/45+56*9 = معجزه هزاره!!
سال ۸۸ —–> 54/89+69*2-1-1= میرمحسن کروبی نژاد
سال ۹۲—-> دست خر!!!! دوهزاره
تا دگر دور گردون چه بازی کند
چه کس بعد از این سرفرازی کند

مینا نوشته:

نخستین جان به جای لاکن(لکن)باید لیک بنویسی که هم وزن شعر به هم نخوره و هم امانت داری کرده باشی در استفاده از آثار گذشتگان

امین کیخا نوشته:

فرهاد جان وقتی کسی ناسزا و یا کلمه ای زشت می نویسد من خوشحال می شوم چون واژه های پیشنهادی من زشت هایش را فقط این طور وقتی می شودگفت برای … شعر سر هم می شود گفت یاوه و یا هرزه گویی اما بجای ان سه نقطه اولش که قبل از شعر امده و خیلی زشته اگر واژن مد نظرت باشد به پهلوی می شود بوگان و اگر رحم مد نظرتان است می شود زهدان پیروز و بهرمند باشی ، البته محترمانه أش این است اصلا از این حرفها نزد ، درود به تو

امین کیخا نوشته:

خواندگار به معنی خداوندگار است و حاصل استفاده ترکان عثمانی از فارسی تا همین سالهای أخیر است به شاهان عثمانی خواندگار می گفتند در ترکیه فارسی خیلی طرف دار داشته است بطوری که جمله معروف سلطان عثمانی به شاهی از ایران وقتی شاه ایرانی نامه ای به ترکی برای او فرستاد و سلطان عثمانی پاسخ داد در دربا ر ما جز فارسی نشاید ! و شاه ایران را در ندانستن و یا کار نبردن فارسی شرم سار کرد

عشق علی نوشته:

عزیزان همه ای موارد بالا که دوستان نوشتن یک خلاقیت بزرگی ایست اما این مطلب را بیاد داشته باشید که دنیا خیلی جوان هست به این زودی قرار نیست اتفاقی بیفتد این هم پیش بینی بنده هست بعد از تاریخ مشخص شده به حرف بنده خواهید رسید…

مهرداد نوشته:

خیلی تحریف شده .بااون چیزی که من زمان شاه خوندم کاملا متفاوته …صحبت از یک نفره که میم از اول و دال از آخر اسمشه (مثل محمود) که اون بعداز آقای خامنه ای(سیدمشهدی )روی کار میاد …زمستان ششمین خوش بهار است …اینقدر هم حساب و کتاب بیخود نکنید.امام خمینی ۱۱سال(چهار و هفت چون گذشت از سال مرگ اورا به خواب می بینم )..حضرت آیت اله خامنه ای ۲۴ سال .و میم از اول و دال از آخر (از اسرار است )کمتر از ۶ سال …بعداز آنها ظهور دجال از اصفهان و شروع جنگ جهانی سوم با حمله روسیه به آمریکاوشکست روسیه و فرود عیسی مسیح از آسمان (مثل نشستن هواپیما در فرودگاه)وظهور بقیه اله اعظم در مکه و آشکار ساختن علت وجودی ادیان سماوی …دین نو گرددو اسلامی دگر …انشااله

داود نوشته:

لطفا این بیت را تصحیح کنید:
سکهٔ نو زنند بر رخ زر

در همش کم عیار می بینم

در همش >> درهمش

درهم derham که منظور پوله و “در” را از “همش” جدا نوشته اید.

خدا قوت

داود نوشته:

لطفا این بیت را هم تصحیح کنید:
گرک با میش شیر با آهو

در چرا برقرار می بینم

گرک >> گرگ

سجاد امانی نوشته:

سلام دمتون گرم انصافا استاد تحریف هستید.اشعار مربوط به بعد از انقلاب رو کامل تحریف کردید مثلا رهبری ۱۱ ساله ی امام خمینی رو و مثایل دیگه .شاید بشه بابت تحریفها به شما حق داد چون واقعیت رو بگید کارتون به دادگاه میکشد به هر حال ممکن است مثایلی مطرح شود که به نفع آقایون نباشه.اما گذر زمان حقایق رو روشن میکنه

علی نوشته:

عزیزان عرفای بزرگ را کار با کشف و کرامات نیست خود حضرت شاه نعمت الله می فرماید :
مـا عاشق و رندیم ز طامات مپرس/از ما بجز از حال خرابات مپرس
از زاهد هشیار کرامات طلب/مستیم و ز ما کشف و کرامات مپرس
مکاشفه ی آن جناب نیز سیر و سلوک عوالم قلبیه و باطنی است و نه دنیای مادی. مگر نه برای آنحضرت نصب و گذار پادشاهان تن پرور چه معنی خواهد داد؟
به قول حافظ عرفای دلباخته ی دوست :
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمی‌کنم.

مهرداد نوشته:

با سلام خدمت عزیزان که نظراتشون را نوشتن نکته ای هم بود که بهش نگاه نکردین و شماره قصیده عدد ۲۱ میباشد که میتونه نمایاگر قرن ۲۱ ام باشه و هیچ دلیلی بر این که عرفای ما از سال شمسی و میلادی استفاده نکرده باشن نیست.پس با دید وسیع تر موضوع را بررسی کنید

س-ص نوشته:

سلام من شنیدم شاه نعمت الله پیش بینی‌ای هم در مورد موبایل داشته به این مضمون که زمانی میرسه که مردم با وسیله ای اندازه یه قوطی کبریت از اینور دنیا با اونور دنیا ارتباط برقرار میکنن. میخواستم بدونم آیا صحت داره ؟ آیا کسی شعری با این مضمون در دیوان شاه نعمت الله دیده؟ کسی که این مطلب را برای من میگفت، میگفت ما زمان شاه فکر میکردیم منظورش رادیو های جیبیست؛ حالا فهمیدیم منظورش تلفن همراهه.

ناشناس نوشته:

با سلام به خوانندگان عزیز . بسیار ناراحت کننده س که هر کسی به میل خود و بنا به اقتضای زمانه و برای اهداف سیاسی حتی اشعار شعرا و عارفان بزرگ را تحریف میکنند. باید به چه و که اعتماد کرد؟

ناشناس نوشته:

بنده در سال ۱۳۵۰شمسی در کتابخانه مرکزی تهران کتاب شاه نعمتالله را دیدم وقتی به این اشعار رسیدم پایان سلطنت پیش بینی شده بودکه بعد از این اشاره شده بود سیدی روی کار می آید که حکومت را به حضرت مهدی می سپاردو قبل از آن هم به انقراض بعضی از سلسله حکومت ها اشاره شده بودکه در اینجا آورده نشده و ناقص است

اسدبیگ.اسدی نوشته:

بنام.خدا.شعرپرمحتوای.شاه.نعمت.الله.ولی.داعی.مذهب.اسماعلی.گواه.دهنده.مولای.حاضروموجودحضرت.شاکریم.الحسینیاست.این.امام.راستین.است.نه.مهدی.ونه.عیسی.می.آیدبرادران.گمراه.اثناعشری.شخص.پلیدخامینی.رامیگویندحال.آنکه.اویک.بشرمرداروکثیف.است.دوستان.سخت.توجه.کنید

علی محمدی نوشته:

مطلبی که دکتر حمید رضا طالقانی در مرداد ۱۳۸۹ نوشته اند
http://web.archive.org/web/20120311063745/http://drhamta.blogfa.com/post-29.aspx
———-
در قسمت نظرات این پست گفنه بود:
نسخه خطی دیوان شاه نعمت الله ولی که در ۱۲۷۴ هجری قمری استنساخ شده، در سازمان اسناد و کتابخانه ملی به شماره بازیابی ۵ – ۱۶۹۲۱موجود است
——
در نیمسال گذشته، یکی از دانشجویانم ، مجموعه اشعار شاه نعمت الله ولی را که از اینترنت پیرینت کرده بود ، به من ارائه کرد. با بررسی آن و مراجعه به اسانید معتبر، دانستم که متأسفانه افراد سودجو و فاسد، با تحریف و جابجا کردن ابیات وی، اغراض سیاسی خود را دنبال کرده اند. لذا تصمیم گرفتم که اشعار وی را آنگونه که هست در وبلاگ خود منتشر نمایم بدون آنکه موضع خاصی نسبت به آن داشته باشم. البته برخی ابیات غیر مهم را حذف کرده و بجای آن نقطه چین نهاده ام.

از باب مقدمه می گویم که شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و۹۵ سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد ۱۴ مجموعه آثار خود؛ صفحه ۵۷۷ او را اجمالاً توثیق کرده و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می برد. پیش بینی های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند..قــدرت کردگــار می بـینــم حالــت روزگــار می بـینــم

ازنجوم این سخن نمی گویم بلکـه از کردگــار می بینــم

از سلاطیــن گــردش دوران یک به یک را سوار می بینم

هر یکی را به مثل ذره نــــور پرتــوی آشکــار می بـینــم

از بـزرگـی و رفعـت ایشــان صفــوی برقرار می بینـــم

……………………..

آخــر پادشاهـــی صفــــوی یک حسینی*به کار می بینم

*آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است.

نادری در جهان شــود پیــدا قامتــش استــوار می بینــــم

آخــر عهــد نـوجــــوانی او قتــــل او آشکـــار می بینـــم

شهر تبریز را چو کوفه کنند شهــرطهــران* قرار می بینم

* اشاره به انتقال پایتخت به تهران.

بعد از آن دیگـری فنا گردد شـاه دیگـر به کـــارمی بینم

که محمـد* به نـام او باشــــد تیـــغ او آبــدار می بــینـــم

* بنابر ویژگیهایی که از او می گوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه ،آغا محمدخان قاجار.

چــارده ســال پادشاهـــی او دولتــش کامکــار می بینــم

سال کز مرغ می شـود پیــدا مــرگ او آشکــار می بینـم

……………………..

ناصر الدین به نصـرت دوران چـارده هشـت سال*می بینــم

* عدد مزبور با هیچ یک از ارقام تاریخی در مورد ناصرالدین شاه تناسبی ندارد و نزدیک تر آن است که بگوییم مربوط به سن او در هنگام تاجگذاری باشد که البته این هم دقیق نیست زیرا مجموع هشت و چهار، ۲۲ است حال آن که وی در ۱۸ سالگی به قدرت رسیده است.

……………………..

از شهنشــاه ناصـر الدین شـاه شیــونــی بیــم دار*می بینــم

* اشاره به ترور ناصرالدین شاه.

روز جمعـــه ز شهر ذیقعــده تن او در مـــــزار می بــینـم

بعد از آن شه مظفــر الدین را شاهیِــش ناگــوار می بینــم

چـارشنبـه ز شهـر ذیقعـــــده* مــرگ او آشکــار می بینـم

* مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است بنابراین پیش بینی او در این باره دقیق می باشد.

از الــف تا بـه دال می گویـم شاه و شاهــی فکارمی بینـم*

* اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه های سلطنت قاجاریه است.

درخراسان ومصروشام وعراق فتنــه و کـــارزار می بینـــم

جنگ وآشوب و فتنه ی بسیار در یمیــن و یســار*می بینـم

* آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با ، آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران.

غــارت و قتــل لشکــر بسیـار در میــان و کنــار می بـینـم

شه چو بیرون رود ز جاگاهش* شاه دیگــر** بکارمی بـینـم

* مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می کند و نه مرگ او.

** مراد، رضا شاه است.

چون فریدون به تخـت بنشینـد نوکرانـش قطـــار می بینــم

متصف بر صفات سلطان است لیک من گرگ وار می بینــــم

دائـم اسبـش به زیر زیـن طــلا کمتـر آن را سـوار می بینـــــم

عدل و انصـاف در زمانـه ی او همچــو هیمـه به نـار می بینــم

علمــــــای زمــان او دائــــــم همــه را تـــــار ومــارمی بینــم*

* تقابل دولت با دین و روحانیت، هیچ گاه در تاریخ ایران، به اندازه ی دوران حکومت رضا شاه نبوده است. او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد.

هست فصل حجاب در عهدش فصــل را بــی اعتبــارمی بینم*

* مهم ترین اقدام ضد دینی رضاشاه، کشف حجاب زنان بود.

جنگ سختی شود تمــام جهان* کوه و صحــرا فکــار می بینـم

* اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم.

کــــار و بـــار زمانــه وارونـــه قحط و هم ننگ وعار*می بینم

* اشاره به نابسامانی شدید اقتصادی در ایران و گسترش قحطی، همچنین اشغال کشور توسط متفقین و خیانت رجال سیاسی، در همکاری با بیگانگان.

چون دو ده سال*پادشاهـی کرد شهیــش بـــرکنــار**می بـینــم

* البته رضاشاه، بیست سال پادشاهی نکرده اما عملاً از سوم اسفند ۱۲۹۹ تا شهریور ۱۳۲۰، قدرت را در اختیار داشته است.

** اشاره به برکناری و تبعید رضاشاه.

پسرش چــون به تخت بنشینـــد بوالعجــــب روزگــار می بینم

نوجوانــی به ســان ســرو بلنــد رستمــش بنـده وار می بینــم

در امور شهــی است بی تدبیـــر لیکنــش بخت یــــار*می بینـم

* خود محمدرضا پهلوی نیز معتقد بود که در کار پایداری سلطنتش، علیرغم حوادث سهمگین که می توانست طومار حکومت او را در هم بپیچد، همواره بخت یار او بوده تا جایی که مدعی بود که خداوند حامی اوست.

بس فرومـــایگـــان بـی حاصـل حامـــل کـار و بــار می بینـــم

مذهب و دین ضعیـف می یابــم مُبتــدع* افتخــــارمی بــینـم

* بدعت گزاری در دین.

ظلم پنهــــان، خیانــت و تزویــر بر اعاظـــم شعــــــار می بینـم

ظلمــت ظلــم ظــالمــان دیــــار بی حــد و بی شمــار می بینــم

ماه را رو سیـــــــــاه می یابــــم مهــــــر را دل فکـــار می بینــم

دولـــت مرد و زن رود به فنـــــا حال مــــردم فکـــــار می بینــم

غــــارت و قتـــل مــردم ایــران دست خــارج به کــار می بینــم

کهنــه رنـــدی به کـار اهرمنــی* انــدر این روزگـــار می بینـــــم

* بسیار عجیب است که او ابتدا دخالت خارجی را در غارت و قتل مردم ایران مورد اشاره قرار می دهد، سپس آن قدرت خارجی را شیطانی قلمداد می کند ( شیطان بزرگ؛ آمریکا).

دور او هــم تمـــام خواهـد شـد لشکـــری را ســـوار می بـینـم

شور و غوغــای دیـــن شود پیدا* سر به ســــر کــارزار می بینـم

* اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران و مبارزات گسترده ی مردمی از یک سو و کشتار مردم به دست جلادان رژیم شاه، از سوی دیگر.

قصــه ای بس غریــب می شنـوم غصــه ای در دیـــار می بینــم

جنگ و آشـــوب و فتنه ی بسیار نام او زشـت و خـوار*می بینـم

* محمد رضا پهلوی، تنها شاهی است که مردم ایران، مستقیماً او را مورد خطاب قرار داده و مرگ بر او گفتند. بنابراین وی خوارترین شاه در سلسله پادشاهی ایران است.

کم ز چل* چون که پادشاهی کرد سلطـــه اش تار و مار می بینـم

* اشاره به ۳۷ سال حکومت محمدرضا پهلوی.

غم مخورزانکه من دراین تشویش خرمــــیّ وصــل یار می بینــم

بعد از او شـــاهی از میــان بــرود عالمـــــی چون نگــار می بینـم

سیـــدی را ز نســـل آل رســـول نــــام او، بـرقـرار*می بینـــم

* اولاً سیادت امام خمینی (ره) را تصریح می کند، ثانیاً نام او را نیز تعیین می نماید زیرا عدد واژه ی « برقرار» به حروف ابجد، ۷۱۰ و عدد واژه ی «خمینی» نیز ۷۱۰ می باشد.

نایــب مهدی(عج)* آشکـار شـود ســروری را ســـــوار می بینـم

* نیابت عام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، از پایان غیبت صغری، آغاز شده است اما هیچگاه نیایت عام فقها، آشکار و علنی و عملیاتی نبوده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی ایران، نیابت عام فقها، فعلیت یافت و حکومت ولایت فقیه؛ با تکیه بر نیابت عام حضرت حجت عجل الله فرجه، تأسیس گردید.

پیشــــــــــوای تمـــام دانــایـــی رهبــــــری با وقـــــار می بینم

متصــف بر صفــات سلطانیســت لیـــک درویــش وار می بینـم

رهنمــــا و امـــام هفت اقلیــم نــــام او را شعــار می بینـــم

همچــو مولا جلال الــدین مولا شمس تبریــــز وار می بـینـــم

بندگــــــان جناب حضـــرت او* سر بســــر تاجــــدار می بینـم

* اشاره به مسئولینی است که تحت ظلّ ولی فقیه، یکی پس از دیگری خدمت می کنند.

گوهر شب چــراغ بهر کمــــال آن دُرِ شـــاهــــوار می بینــــم

هرکجا رو نهـــد به فضـــل الاه دشمنـــش خاکسـارمی بینــم*

* در روایات معصومین (ع) نیز این بشارت به چشم می خورد که حکومت جمهوری اسلامی، از شکست و ناکامی مصونیت دارد. تا قبل از آن، دور دورِ پیروزی فتنه ها بر اهل حق است اما در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سهمگین ترین فتنه ها ، با امداد الهی، ناکام می ماند. امام خمینی نیز پیش بینی فرمودند که ملت ایران، پرچم را به امام عصر(عج) تسلیم خواهد نمود.

بــا کرامــــات و جامـــع آداب آصــــف روزگـــــار می بینـم

تا چهل سال ای برادر من دوره ی شهریــــــار می بینــم*

* در روایات آمده است که « … کذب الوقّاتون » تعیین کنندگان وقت ظهور، دروغ می گویند. در بیت اخیر ، ظاهراً وقت تعیین شده است اما توجه به این نکته ضروری است که اولاً شاعر، روز و ماه و سال تعیین نکرده، ثانیاً چه بسا او زمان وقوع را مدّ نظر ندارد و صرفاً به ترتیب حوادث اشاره می کند، ثالثاً امروز برای ما معلوم شده که نظام جمهوری اسلامی، کی تأسیس شده و کی چهل ساله می شود، اما برای او معلوم نبوده است، رابعاً عدد چهل، یکی از اعداد مقدس در اسلام شمرده شده و چه بسا مراد، خودِ عدد چهل نباشد بلکه شاعر از باب تقریب به آن توجه کرده و مراد او این است که پس دوره ای که از حکومت جمهوری اسلامی گذشت، امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. بنابر این برای ما فقط این نکته مهم است که انشاءالله ، جمهوری اسلامی، به حکومت آن حضرت متصل خواهد شد ؛حقیقتی که هم در روایات معصومین به آن اشاره شده و هم امام خمینی به آن تصریح فرموده اند.

نکته ی دیگر آن است که شاعر نمی گوید: «دور آن شهریار می بینم»، بلکه می گوید:«دوره ی شهریار می بینم» ؛ زیرا درصورت اول، حکومت شخص خمینی کبیر باید ادامه می یافت و توسط او به صاحب اصلیش تسلیم می شد اما در مصراع اصلی تصریح می کند که طول حیات جمهوری اسلامی، دوره ی شهریاری خمینی کبیر است و حکومت از اندیشه ها و آرمانهای او منحرف نمی شود .

بعدازآن خود امام خواهد بود که جهــان را مدار می بینـــــم

صورت و سیرتـش چو پیغمبــر علم و حلمش شعار می بینـم

قـــــائم شــرع آل پیغمبــــــــر به جهان آشکـــــــار می بینم

میم وحا، میم ودال می خوانند نـام آن نامــــــدار می بینـم

از کمربنــد آن سپهـر وقـــار تیغ چون ذوالفقـار می بینم

جنگ سختــی شود تمام جهـان* کوه و صحــرا فکــار می بینـم

* احتمالاً جنگ جهانی سوم.

مردمـــان جهــان ز انس و پری همــــه را در فــــرار می بینــم

مر مسیـــــح از سمـا فـرود آیـد گــــوردجــــال زار*می بینـــم

* یکی از علائم قطعی ظهور، پیدایش دجال است. بسیاری از متفکران امروز، دجال را همان دستگاه عظیم تبلیغاتی، هنری و رسانه ای غرب جدید می دانند که مجهز به کارآمدترین سلاحها؛ یعنی تکنولوژی فرا پیشرفته ی ارتباطات می باشد و همه ی وجهه ی همت خود را در تخدیر ذهن و اندیشه و تخریب فرهنگی ملل جهان قرار داده است. بنابر روایات، پس از رجعت حضرت مسیح(ع)، و با توجه به اینکه خواستگاه دجال، مغرب زمین بوده و ظاهراً از تمدن مسیحی برخاسته است، کار نابودی او ،به مسیح(ع) سپرده می شود.

رنگ یک چشم اوبه رنگ کبود* خری بر خر ســوارمی بینــم**

* در روایات است که دجال، یک چشم دارد و آن چشم که رنگی کبود دارد، همه ی صورت او را اشغال کرده است و همه ی نظرها را به خود جلب می کند و همه ی ملل جهان به او می نگرند. برخی، این ویژگی ها را با تلویزیون و مانیتور رایانه تطبیق داده اند.

** خری بر خر سوار، اشاره به این است که مبنای تفکر و دعوت دجال، حماقت و جهل بوده و کار اصلی او این است که مردم را از حقایق هستی، غافل نماید و آنان را به جهل و تن پروری و زر اندوزی و فساد و شهوت و دنیا طلبی، سرگرم کند.

هر قـــــدم از خرش بود میلـــی دورگردون غبـــــارمی بینــم*

* ویژگیهای مزبور که البته در روایات نیز با همین تعابیر اشاره شده است، نشان می دهد که دجّال، انسان نیست زیرا هر قدم او یک میل راه است و وجود او، تمام دور گردون و منظومه ی شمسی را مثل غباری پر کرده است، بنابر این دجال، امواجی است که به سرعت منتشر می شود و از طریق ماهواره ها که دور گردون در حرکتند، به همه جای زمین ، منتشر می گردد.

آل سفیـــــان* تمام کشتــه شوند با هـــزاران ســــوار می بینـم

* همه می دانیم که یکی از علائم قطعی ظهور، خروج سفیانی است. سفیانی بنابر آنچه در روایات آمده است، یک شخص نیست بلکه یک جریان اقتدارگرا؛ متشکل از سفیانی های متعدد است که سلطه را دنبال می کند. همه این را هم می دانیم که دشمن ترین دشمنان پیامبر(ص)، ابوسفیان و پس از او ، دشمن ترین دشمنان آل پیغمبر(ع)، آل سفیان یا همان بنی امیه بوده اند. پس جریان سفیانی، یک جریان تاریخی است که از ابوسفیان آغاز شده و با معاویه و یزید و بنی امیه و سپس همه ی سلطه گران فاسد که در مقابل حق و حقیقت ایستاده اند، ادامه یافته است و سرانجام به سفیانی عصر ظهور ختم می شود که به تمام قامت، در مقابل فرزند پیامبر خواهد ایستاد اما این بار با همه ی سپاهش، نابود خواهد شد.پس سفیانی عصر ظهور، همان جریان سلطه ی جهانی است که حق و عدالت را برنمی تابد. نابودی سفیانی، در حقیقت، انتقام از همه ی ظلمهای تاریخی و خونهای به ناحق ریخته شده است؛ مخصوصاً انتقام از بزرگترین ظلم و خونریزی تاریخ، که در کربلای حسینی رقم خورد.

مهــــدی وقت و عیســـی دوران هر دو را شهســـــوار می بینــم

دیـن و دنیــا از او شـــود معمور خلق از او، بخت یـــار می بینم

مسکنش شهر کوفه خواهد بـود دولتـــــــش پایــــدار می بینم

هفــــت باشـــد وزیر سلطانـــم همـــــه را کامکـــار می بینــم

زینـــت شـــرع و رونــق اسلام محکـــــم و استــــوار می بینم

عاصیـــــان از امـــام معصومــم خجـــل و شرمســـار می بینـــم

گرگ با میــش، شیـــر با آهـــو در چـــــرا، برقـــرار می بینــم*

* کنایه از گسترش عدل و امنیت و رفاه بر جغرافیای زمین، تحت حکومت واحد جهانی حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء

نه درودی به خـــود همی گویم بلکـــه از ســـرّ یار می گویـــم

نعمــت الله نشستــــه در کنجــی همــــه را در کنـــــار می بینم.

شهاب نوشته:

سلام دوستان ،پنجمین میتونه ده پنجاه وششمین هم سال باشه یعنی سال ۵۶ نزدیک به سال انقلاب به شمسی، برای دوره آخر زمان هم بهتره به پیشگویی مربوط به سلاطین هند رجوع کنید که کمتر تحریف شده

حمید نوشته:

عزل و نصب تبکجى منظور شاه نعمت اله این بوده که در روسیه ولادیمیر دو بار و مدودف هم دو بار رىیس و معاون میشوند.

سیدانور"صفدری" نوشته:

من یقین دارم قصیده راجع به عصریفعلی ومولای حق ومبین حضرت نورمولاناشاکریم الحسینی است

ناشناس نوشته:

با تشکر از گنجور اصل شعر همین است. شاید بعضی از صوفیه میخواهند از شاعر یک بت بسازند

مصطفی نوشته:

در روایتی ازپیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که در آخر الزمان در برهه ای متصل به ظهور حضرت مهدی عج انقلابی به رهبری شخصی به نام حارث بن حراث از ایران شروع خواهد آمد که مقدمات حکومت اهل بیت علیهم السلام را آماده می سازد وبرای ایشان با لشکری قدرتمند دست به قیام می زند تا اینکه با پیروزی بر دشمنان، قیامش متصل به ظهور حضرت مهدی عج می شود به همین دلیل این شخص و یارانش همانگونه که در ادامه خواهد آمد در روایات دارای قدر و مرتبت عظیمی هستند.در سطور آتی اثبات خواهد شد که این شخص یعنی حارث بن حراث کسی نیست جز آیت الله سید علی خامنه ای مد ظله.

دلائل حارث بن حراث بودن امام خامنه ای:

حدیث ۱ : عن هلال بن عمرو قال سمعت علیا علیه السلام یقول قال النبی صلى الله علیه وآله وسلم یخرج رجل من وراء النهر یقال له الحارث بن حراث على مقدمته رجل یقال له منصور یوطئ أو یمکّن لآل محمد کما مکّنت قریش لرسول الله صلى الله علیه وآله وسلم وجب على کل مؤمن نصرته أو قال إجابته .(سنن ابی داوود کتاب المهدی: ۴۲۹۰)

ترجمه:از هلال بن عمرو نقل شده است که گفت شنیدم که امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند:مردی از ماوراءالنهر(خراسان) که به او حارث بن حراث گفته می شود قیام خواهد کرد در حالی که بر پیشاپیش لشگریانش شخصی گمارده شده است که به او منصور گفته می شود او برای به قدرت رساندن یا به حکومت رساندن اهل بیت علیهم السلام زمینه سازی می کند همان گونه که طایفه قریش برای حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم زمینه به حکومت رسیدن ایشان را فراهم آوردند بر هر مسلمان مومنی یاری کردن یا اجابت امر او واجب است.

توضیح: ابجد کبیردو کلمه حارث و حرّاث موجود در روایت به ترتیب معادل خامنه ای و خمینی است زیرا

ابجد حارث= (ح=۸)+( ا=۱) + (ر=۲۰۰)+ (ث=۵۰۰) = ۷۰۹ معادل ابجد خامنه ای(به فارسی) یا خامنئی (به عربی) است

چون خامنه ای= (خ=۶۰۰) + (ا=۱) + (م=۴۰) + (ن=۵۰)+ (ه=۵) + (ا=۱) + (ی=۱۰) = ۷۰۷

و خامنئی= (خ=۶۰۰) + (ا=۱) + (م=۴۰) + (ن=۵۰) + (ئ=۱۰) + (ی=۱۰) =۷۱۱

همچنین ابجد حرّاث = (ح=۸)+ (ر=۲۰۰) + ( ا=۱) + (ث=۵۰۰) = ۷۰۹

معادل ابجد خمینی = = (خ=۶۰۰) + (م=۴۰) + (ی=۱۰)+ (ن=۵۰)+ (ی=۱۰) = ۷۱۰ است.

از طرف دیگر ابجد مجموع «حارث بن حراث» =۱۴۷۰ که معادل است با مجموع «خامنه ای بن خمینی» =۱۴۶۹

ناباور نوشته:

غزلی خواندم در یکی از سایت ها

دیدم چه به مناسب حاشیه نویسان این شعر است

نه من از روزگار می بینم نه هم از کردگار می بینم

ای شمایان گرفته دامن جهل عقل را در فرار می بینم

ملتی خو گرفته بر هذیان ابلهان بی شمار می بینم

چشم ها روشن از جمال شما عقل را شرمسار می بینم

جامتان از خرافه لبریز است همه را می گسار می بینم

قوم بدبخت بی خرد را بین خیل بی اختیار می بینم

سر نهاده به سجده ی مهمل همه را بنده وار می بینم

تا که قومی چنین فنا رفتند قامتی بس نزار می بینم

هرچه پنهان کنیم سستی را ضعف ها آشکار می بینم

تا که در بند این خرافاتی سکّه ات کم عیار می بینم

چشم بگشا که عمر می گذرد سال ها بی بهار می بینم

درّ رخشان به دامنت بسیار بر خزف اعتبار می بینم

گر بگوید ” لیام “ و تو خندی شام تو پایدار می بینم

نا باور

ناباور نوشته:

دیدم مناسب حاشیه نویسان این شعر است
”به “اضافی تایپ شد

ادب دوست نوشته:

جناب نا باور،
باور بفرمایید ، از خواندن شعر زیبای لیام حظ وافر بردم .
درود بر صاحب خیر ( لیام ) و باعث خیر که سرکار باشید.

روفیا نوشته:

این شعر آقای لیام که میگویید کجاست ؟؟

ادب دوست نوشته:

حاشیه قصیده ۲۱ از شاه ماهان ، آقا یا خانم ناباور نقل کرده اند.

وحید نوشته:

درست یا نادرست
۳۷ سال از انقلاب میگذرد
ده سال نخست مرگ پیامبرخمینی(ص) در سال ۶۸
ده سال دوم قیام سال ۷۸ کوی دانشگاه و..
ده سال سوم قیام سال ۸۸ و سبزیها و…
منتظر سال ۹۸ باید بود که آیا حکومت فوق الهی باقی می‌ماند یا به سرنوشت لیبی و عراق مبتلا می گردیم؟

راستی نوشته:

این ابیات شاه نعمت‌الله ولی را با نسخ دست نخورده باید مطابق داد. از جمله نسخه‌ها را می‌توانید در دانشگاه‌های هند و یا امریکا پیدا کنید. این چیزی که اینجا نوشته‌اید تطابق کامل ندارد. تفسیر دوستان هم غلط است، چون اینها هم حقوق بگیران آخوندها هستند. حقیقت را البته نمی‌توان پنهان کرد. اما در ایران ما چون جنگ قدرت بوده و هست و فرقه‌های مختلفی بر سر یکدیگر می‌ریزند و قصدشان خدمت به فرهنگ این کشور نیست شروع می‌کنند به نوشتن نظراتی که نه سر دارد و نه ته. به خیال خود هم فکر می‌کنند موفق شدند. دوستان عزیز اینجا می‌آید نظرات خرافی و اوهامی پخش می‌کنید، اما نسخه‌های اصلی و دست نخورده زیاد است آنها را چه می‌کنید؟

آسمان آبی نوشته:

حضرت شاه نعمت الله ولی یکی از بزرگترین و شور انگیز ترین عارفان و شاعران ایران است. او دارای مقامی بلند در آسمان عرفان ایران است . پیشگویی های منسوب به او نیز بسیار معروف است ولی ضمن حفظ احترام برای این عارف دوست داشتنی کشورمان در این مورد باید گفت این پیشگویی ها قابل اثبات نیست و سندیت ندارد. نسخه های مختلفی و به روایات گوناگونی وجود دارد که همه آنها جعلی است اگر چه همگی مدعی اصل بودن آن هستند. همه آدرس سند را می دهند ولی خبری از خود سند نیست! یک چنین پیشگویی های معروفی یک تصویر از نسخه خطی ان وجود ندارد.تمام اینترنت را که بگردید یک چنین پیشگویی معروفی یک نسخه خطی معتبر ندارد!
بله قطعا عارف روشن و پاک دلی مانند حضرت شاه می توانسته کرامت و پیشگویی داشته باشد ولی انتساب آن باید ثابت شود. در هر حکومتی به میل خود اشعار را مطابق میل خود تغییر دادند. این مانند این است که من بیایم و از نام پر آوازه خافظ سوی استفاده کنم و بگویم که یک نسخه خطی از خافظ پیدا شده و در این غزل ها خافظ وقوع جنگ های خاورمیانه را پیش بینی کرده بوده است! بعد هر کس که مدرک برای اصالت آن می خواهد حواله دروغین به فلان موزه و کتابخانه بدهم و بگویم بله اصلش در کتابخانه سن پترزبورگ است! ولی دریغ از یک عکس از این نسخه خطی!
در مورد پیشگویی های حضرت شاه هم واقعا اگر کسی مدرکی دارد آن را رو کند مطمئنا بعنوان یکی از دوستداران شاه نعمت الله از یافتن آن خوشحال می شویم!
به نکته جالبی که در این پیشگویی ها برخوردم این بود که در تمامی آنها شاه نعمت الله مژده ظهور خضرت مهدی را می دهد و بعد هم با آب و تاب به شرح نایب امام زمان هم می پردازد! یعنی چی ؟ همه می دانیم که مهدی شخصیتی تخیلی است که توسط آخوندها برای دریافت سهم امام اختراع شد و اساسا فلسفه وجود او با هیچ عقل و منطقی نمی خواند و بر عکس موجب پدیداری خرافات و انحرافات زیادی در جامعه نیز شده است. پس چگونه است که عارف روشن ضمیری مانند شاه نعمت الله با آن صفای باطن و ذهن حقیقت جویش که خاک را به نظر کیمیا کند چنین چیزی را گفته است ؟ آیا من وشما در اشتباهیم و عمری را در غفلت از درک حضور امام زمان بوده ایم؟! بعد رفتم دیدم که ایشان اولا ۷۰۰ سال پیش می زیسته است و ثانیا سنی مذهب بوده است !! و به صراحت در اشعارش هم مذهب خود را اعلام می کند. خال یک فرد سنی مذهب چگونه معتقد به امام زمان از آب در می اید؟! شاه نعمت الله هم عصر شاعران بزرگ دیگری نظیر سعدی و خافظ بوده است که آنها نیز مذهب اهل سنت را داشته اند, چگونه آنها چنین اعتقادی را ابراز نکرده اند؟ ناگهان موضوع برایم روشن شد! آخوند دزد دستش رو شد! او حتی به شاه نعمت الله ولی هم رحم نکرده است و با استفاده از حسن شهرت او خواسته است تعفن فکری خود را گسترش دهد و خلقی را به گمراهی بکشد . عامل این کار بجز حکومت صفوی چه کسی می تواند باشد ؟ و ایضا در زمان قاجاریه که شرح مشکوک و طویلی از فهرست شاهان قاجار در پیشگویی هاست. حرف مفت کرایه ندارد, یک مطلبی را به یک نفر نسبت می دهی و چه کسی می تواند ثابت کند که نیست؟ پس سنگ مفت گنجشک هم مفت! بیچاره شاه نعمت الله که او را از خانقاه دوست داشتنی اش در ماهان کرمان که بقول خودش جای دل است ,بلند کرده و در مهدیه تهران معتکف امام زمان موهوم کردند! علمای شیعه او را از اهل سنت دزدیده اند! این هم دلیل روشنی که چقدر در اشعار این شاعر تحریف کرده اند. طرف سنی بوده و بعد او را منتظر امام زمان موهوم نشان داده اند. در ذیل شرح سند سنی مذهب بودن حضرت شاه را می آورم
اما با همه این اوصاف به نظر می رسد که در شیعه بودن او شک و تردید بسیار است و اگر از امام علی علیه السلام و اولاد امجاد ایشان مدحی کرده است، این دلالت بر تشیع او ندارد، بلکه تنها دلیل بر ارادت و محبت او به خاندان رسالت است.
> شاهد این مطلب آن است که او در اشعار خود از خلفای راشدین به نیکی یاد کرده است و از مذهب خود که اهل تسنن باشد، به صراحت نام برده است. در میان بزرگان اهل تسنن کسانی هستند که با داشتن مذهب عامه به اهل بیت علیهم السلام نیز ارادت داشته اند؛ چنان که ابن صباغ مالکی کتابی در شرح حال ائمه علیهم السلام به نام الفصوص المهمه فی معرفه الائمه نوشته است.
> نمونه ای از اشعار شاه نعمت الله ولی
> ره سنی گزین که مذهب ماست………. ورنه گم گشته ای و در خللی
> رافضی کیست؟ دشمن بوبکر …………. خارجی کیست؟ دشمنان علی
> هر که او جهار دارد دوست ……………… امت پاک مذهب است و ولی
> دوست دار صحابه ام به تمام ………….. یار سنی و خصم معتزلی(۶).
> سوال دیگری که در مورد مذهب شاه نعمت الله به ذهن می آید آن است که ار ایشان شیعه است چرا از مشایخ سنی پیروی می کرده است؟ یا حد اقل از کسانی پیروی کرده که مشکوک به سنی بودن هستند؟ آیا کسی که قرار است مردم را دستگیری کند و در امر دین آنان را راهنمایی نماید باید از شخصی که مذهب او مشکوک است پیروی نماید؟ و دیگر اینکه چرا در اشعار خود آن چنان محکم ئ استوار از خلفای سه گانه حمابت کرده است؟ اگر این کار را با تقیه توجیه می کنند چرا بقیه افراد در صورت تقیه این چنین واضح و آشکار از خلفا حمایت نکرده اند؟

ایمان نوشته:

با سلام
اصل دیوان اینجاست :
https://archive.org/stream/DivanShahNematollahSangi1813/Divan-Shah-Nematollah-sangi%201813#page/n143/mode/2up

ناصر نوشته:

سلام
بهعقیده من اصل شعر حضرت شاه همین است که سایت محترم گنجور درج کرده است و به نظر من همین حالا را منظور نظر دارد. یکی این که نوشته است: سکه نو زنند بر رخ زر - درهمش کم عیار می بینم
که می تواند حکایت کاهش ارزش پول ما باشد و شاید هم حذف چند صفر از پول ملی ما
دیگر این که فرموده است که: عزل و نصب بتک چی و عمال - هر یکی را دوبار می بینم
آیا نه این است که در زمان حاضر رییس جمهورها هر یک دو بار انتخاب می شوند؟!
دیگر از در خراسان و مصر و شام و عراق - فتنه و کارزار می بینم
کهمی تواند همین طالبان و داعش باشد
حتی در آن بیت که فرموده است: هریک از حاکمان هفت اقلیم - دیگری را دچار می بینم
شاید تغییرات سیاسی جهان از جمله خروج بریتانیا از اروپا و انتخاب ترامپ و اتفاقات احتمالی بعدی باشد
و خیلی های دیگر که خودتان ملاحظه می فرمایید.
در طول تاریخ این حاکمان و پادشاهان بوده اند که خواسته اند این قصیده را تحریف و چیز هایی اضافه یا کم کنند و صوفیه علاقه ای به تحریف نداشته اند.
صوفیه اعتقاد دارند که شیوه زندگانی و مسلملنی و بندگی کردن شاه نعمت الله ولی از این به اصطلاح پیش گویی ها ارزشمند تر است

احمدی از کرمانشاه نوشته:

واقعا که نوشتن این حاشیه‌های بعضا سخیف ، بعضی از صفحات رو در حد صفحات طنز و فکاهی ، تنزل داده .
طرف چنان ضرب و تقسیم و تانژانت و انتگرال گیری کرده ! و به تاریخ دقیقی رسیده که خود جناب شاه نعمت‌الله شگفت زده به نظاره ایستاده! و جالبتر اینکه چنان اسراری به تاریخ مکشوفه و رویدادی در سال ۹۲ داشته که گویا هرگز قرار نیست سال ۹۲ از راه برسه! این در حالیه که الان دقیقا ساعت هفت صبح پنجشنبه چهاردهم بهمن ماه سال یک هزار و سیصد و نود و پنج (۱۳۹۵.۱۱.۱۴) خورشیدی می‌باشد !!!!
نمی‌دونم اون افراد الان اصلا به این سایت سر می‌زنند یانه ، و اگه این مطالب علمی!! خودشونو ببینند چه حالی بهشون دست میده!! البته مشخصه که هیچ !!!! (گنجور جان ! حداقل شما پاک کن این فکاهی‌نامه ها را !!! )

پریشان روزگار نوشته:

جناب م ح
ممکن است بفرمایید حضرت نعمت الله برای “پسا روحانی ” چه برنامه ای دارند ؟؟

امیر محمد نوشته:

از باب مقدمه می گویم که شاه نعمت الله ولی، از عرفای قرن هشتم و معاصرحافظ شیرازی بوده و۹۵ سال عمر کرده است و مزار او در ماهان کرمان واقع است و شهید مطهری در جلد ۱۴ مجموعه آثار خود؛ صفحه ۵۷۷ او را اجمالاً توثیق کرده و او را از معاریف و مشاهیر عرفا خوانده اند که نسب به علی (ع) می برد. پیش بینی های او شامل وقایع دوران صفویه و بعد از آن می شود و اهمیت آن از این جهت است که صفویه، قرنها پس از مرگ او به قدرت رسیده اند.

قــدرت کردگــار می بـینــم حالــت روزگــار می بـینــم
ازنجوم این سخن نمی گویم بلکـه از کردگــار می بینــم
از سلاطیــن گــردش دوران یک به یک را سوار می بینم
هر یکی را به مثل ذره نــــور پرتــوی آشکــار می بـینــم
از بـزرگـی و رفعـت ایشــان صفــوی برقرار می بینـــم
……………………..
آخــر پادشاهـــی صفــــوی یک حسینی*به کار می بینم
*آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین؛ شاهی فاسد و ستمگر بوده است.
نادری در جهان شــود پیــدا قامتــش استــوار می بینــــم
آخــر عهــد نـوجــــوانی او قتــــل او آشکـــار می بینـــم
شهر تبریز را چو کوفه کنند شهــرطهــران* قرار می بینم
* اشاره به انتقال پایتخت به تهران.
بعد از آن دیگـری فنا گردد شـاه دیگـر به کـــارمی بینم
که محمـد* به نـام او باشــــد تیـــغ او آبــدار می بــینـــم
* بنابر ویژگیهایی که از او می گوید، مرادش احتمالاً محمد شاه قاجار است نه ،آغا محمدخان قاجار.
چــارده ســال پادشاهـــی او دولتــش کامکــار می بینــم
سال کز مرغ می شـود پیــدا مــرگ او آشکــار می بینـم
……………………..
ناصر الدین به نصـرت دوران چـارده هشـت سال*می بینــم
* عدد مزبور با هیچ یک از ارقام تاریخی در مورد ناصرالدین شاه تناسبی ندارد و نزدیک تر آن است که بگوییم مربوط به سن او در هنگام تاجگذاری باشد که البته این هم دقیق نیست زیرا مجموع هشت و چهار، ۲۲ است حال آن که وی در ۱۸ سالگی به قدرت رسیده است.
……………………..
از شهنشــاه ناصـر الدین شـاه شیــونــی بیــم دار*می بینــم
* اشاره به ترور ناصرالدین شاه.
روز جمعـــه ز شهر ذیقعــده تن او در مـــــزار می بــینـم
بعد از آن شه مظفــر الدین را شاهیِــش ناگــوار می بینــم
چـارشنبـه ز شهـر ذیقعـــــده* مــرگ او آشکــار می بینـم
* مرگ هر دو ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه در ذیقعده واقع شده است بنابراین پیش بینی او در این باره دقیق می باشد.
از الــف تا بـه دال می گویـم شاه و شاهــی فکارمی بینـم*
* اشاره به نهضت مشروطیت ایران و تهدید پایه های سلطنت قاجاریه است.
درخراسان ومصروشام وعراق فتنــه و کـــارزار می بینـــم
جنگ وآشوب و فتنه ی بسیار در یمیــن و یســار*می بینـم
* آغاز جنگ جهانی اول، مصادف با ، آخرین روزهای عمر مشروطیت ایران.
غــارت و قتــل لشکــر بسیـار در میــان و کنــار می بـینـم
شه چو بیرون رود ز جاگاهش* شاه دیگــر** بکارمی بـینـم
* مراد، احمد شاه قاجار است، جالب آنکه به خروج او از کشور اشاره می کند و نه مرگ او.
** مراد، رضا شاه است.
چون فریدون به تخـت بنشینـد نوکرانـش قطـــار می بینــم
متصف بر صفات سلطان است لیک من گرگ وار می بینــــم
دائـم اسبـش به زیر زیـن طــلا کمتـر آن را سـوار می بینـــــم
عدل و انصـاف در زمانـه ی او همچــو هیمـه به نـار می بینــم
علمــــــای زمــان او دائــــــم همــه را تـــــار ومــارمی بینــم*
* تقابل دولت با دین و روحانیت، هیچ گاه در تاریخ ایران، به اندازه ی دوران حکومت رضا شاه نبوده است. او کوشش کرد تا لباس روحانیت را از بین برده و به کلی سازمان روحانیت را فرو بپاشد.
هست فصل حجاب در عهدش فصــل را بــی اعتبــارمی بینم*
* مهم ترین اقدام ضد دینی رضاشاه، کشف حجاب زنان بود.
جنگ سختی شود تمــام جهان* کوه و صحــرا فکــار می بینـم
* اشاره به آغاز جنگ جهانی دوم.
کــــار و بـــار زمانــه وارونـــه قحط و هم ننگ وعار*می بینم
* اشاره به نابسامانی شدید اقتصادی در ایران و گسترش قحطی، همچنین اشغال کشور توسط متفقین و خیانت رجال سیاسی، در همکاری با بیگانگان.
چون دو ده سال*پادشاهـی کرد شهیــش بـــرکنــار**می بـینــم
* البته رضاشاه، بیست سال پادشاهی نکرده اما عملاً از سوم اسفند ۱۲۹۹ تا شهریور ۱۳۲۰، قدرت را در اختیار داشته است.
** اشاره به برکناری و تبعید رضاشاه.
پسرش چــون به تخت بنشینـــد بوالعجــــب روزگــار می بینم
نوجوانــی به ســان ســرو بلنــد رستمــش بنـده وار می بینــم
در امور شهــی است بی تدبیـــر لیکنــش بخت یــــار*می بینـم
* خود محمدرضا پهلوی نیز معتقد بود که در کار پایداری سلطنتش، علیرغم حوادث سهمگین که می توانست طومار حکومت او را در هم بپیچد، همواره بخت یار او بوده تا جایی که مدعی بود که خداوند حامی اوست.
بس فرومـــایگـــان بـی حاصـل حامـــل کـار و بــار می بینـــم
مذهب و دین ضعیـف می یابــم مُبتــدع* افتخــــارمی بــینـم
* بدعت گزاری در دین.
ظلم پنهــــان، خیانــت و تزویــر بر اعاظـــم شعــــــار می بینـم
ظلمــت ظلــم ظــالمــان دیــــار بی حــد و بی شمــار می بینــم
ماه را رو سیـــــــــاه می یابــــم مهــــــر را دل فکـــار می بینــم
دولـــت مرد و زن رود به فنـــــا حال مــــردم فکـــــار می بینــم
غــــارت و قتـــل مــردم ایــران دست خــارج به کــار می بینــم
کهنــه رنـــدی به کـار اهرمنــی* انــدر این روزگـــار می بینـــــم
* بسیار عجیب است که او ابتدا دخالت خارجی را در غارت و قتل مردم ایران مورد اشاره قرار می دهد، سپس آن قدرت خارجی را شیطانی قلمداد می کند ( شیطان بزرگ؛ آمریکا).
دور او هــم تمـــام خواهـد شـد لشکـــری را ســـوار می بـینـم
شور و غوغــای دیـــن شود پیدا* سر به ســــر کــارزار می بینـم
* اشاره به وقوع انقلاب اسلامی ایران و مبارزات گسترده ی مردمی از یک سو و کشتار مردم به دست جلادان رژیم شاه، از سوی دیگر.
قصــه ای بس غریــب می شنـوم غصــه ای در دیـــار می بینــم
جنگ و آشـــوب و فتنه ی بسیار نام او زشـت و خـوار*می بینـم
* محمد رضا پهلوی، تنها شاهی است که مردم ایران، مستقیماً او را مورد خطاب قرار داده و مرگ بر او گفتند. بنابراین وی خوارترین شاه در سلسله پادشاهی ایران است.
کم ز چل* چون که پادشاهی کرد سلطـــه اش تار و مار می بینـم
* اشاره به ۳۷ سال حکومت محمدرضا پهلوی.
غم مخورزانکه من دراین تشویش خرمــــیّ وصــل یار می بینــم
بعد از او شـــاهی از میــان بــرود عالمـــــی چون نگــار می بینـم
سیـــدی را ز نســـل آل رســـول نــــام او، بـرقـرار*می بینـــم
* اولاً سیادت امام خمینی (ره) را تصریح می کند، ثانیاً نام او را نیز تعیین می نماید زیرا عدد واژه ی « برقرار» به حروف ابجد، ۷۱۰ و عدد واژه ی «خمینی» نیز ۷۱۰ می باشد.
نایــب مهدی(عج)* آشکـار شـود ســروری را ســـــوار می بینـم
* نیابت عام حضرت ولی عصر ارواحنا فداه، از پایان غیبت صغری، آغاز شده است اما هیچگاه نیایت عام فقها، آشکار و علنی و عملیاتی نبوده است تا اینکه با وقوع انقلاب اسلامی ایران، نیابت عام فقها، فعلیت یافت و حکومت ولایت فقیه؛ با تکیه بر نیابت عام حضرت حجت عجل الله فرجه، تأسیس گردید.
پیشــــــــــوای تمـــام دانــایـــی رهبــــــری با وقـــــار می بینم
متصــف بر صفــات سلطانیســت لیـــک درویــش وار می بینـم
رهنمــــا و امـــام هفت اقلیــم نــــام او را شعــار می بینـــم
همچــو مولا جلال الــدین مولا شمس تبریــــز وار می بـینـــم
بندگــــــان جناب حضـــرت او* سر بســــر تاجــــدار می بینـم
* اشاره به مسئولینی است که تحت ظلّ ولی فقیه، یکی پس از دیگری خدمت می کنند.
گوهر شب چــراغ بهر کمــــال آن دُرِ شـــاهــــوار می بینــــم
هرکجا رو نهـــد به فضـــل الاه دشمنـــش خاکسـارمی بینــم*
* در روایات معصومین (ع) نیز این بشارت به چشم می خورد که حکومت جمهوری اسلامی، از شکست و ناکامی مصونیت دارد. تا قبل از آن، دور دورِ پیروزی فتنه ها بر اهل حق است اما در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سهمگین ترین فتنه ها ، با امداد الهی، ناکام می ماند. امام خمینی نیز پیش بینی فرمودند که ملت ایران، پرچم را به امام عصر(عج) تسلیم خواهد نمود.
بــا کرامــــات و جامـــع آداب آصــــف روزگـــــار می بینـم
تا چهل سال ای برادر من دوره ی شهریــــــار می بینــم*
* در روایات آمده است که « … کذب الوقّاتون » تعیین کنندگان وقت ظهور، دروغ می گویند. در بیت اخیر ، ظاهراً وقت تعیین شده است اما توجه به این نکته ضروری است که اولاً شاعر، روز و ماه و سال تعیین نکرده، ثانیاً چه بسا او زمان وقوع را مدّ نظر ندارد و صرفاً به ترتیب حوادث اشاره می کند، ثالثاً امروز برای ما معلوم شده که نظام جمهوری اسلامی، کی تأسیس شده و کی چهل ساله می شود، اما برای او معلوم نبوده است، رابعاً عدد چهل، یکی از اعداد مقدس در اسلام شمرده شده و چه بسا مراد، خودِ عدد چهل نباشد بلکه شاعر از باب تقریب به آن توجه کرده و مراد او این است که پس دوره ای که از حکومت جمهوری اسلامی گذشت، امام زمان(عج) ظهور خواهند کرد. بنابر این برای ما فقط این نکته مهم است که انشاءالله ، جمهوری اسلامی، به حکومت آن حضرت متصل خواهد شد ؛حقیقتی که هم در روایات معصومین به آن اشاره شده و هم امام خمینی به آن تصریح فرموده اند.
نکته ی دیگر آن است که شاعر نمی گوید: «دور آن شهریار می بینم»، بلکه می گوید:«دوره ی شهریار می بینم» ؛ زیرا درصورت اول، حکومت شخص خمینی کبیر باید ادامه می یافت و توسط او به صاحب اصلیش تسلیم می شد اما در مصراع اصلی تصریح می کند که طول حیات جمهوری اسلامی، دوره ی شهریاری خمینی کبیر است و حکومت از اندیشه ها و آرمانهای او منحرف نمی شود .
بعدازآن خود امام خواهد بود که جهــان را مدار می بینـــــم
صورت و سیرتـش چو پیغمبــر علم و حلمش شعار می بینـم
قـــــائم شــرع آل پیغمبــــــــر به جهان آشکـــــــار می بینم
میم وحا، میم ودال می خوانند نـام آن نامــــــدار می بینـم
از کمربنــد آن سپهـر وقـــار تیغ چون ذوالفقـار می بینم
جنگ سختــی شود تمام جهـان* کوه و صحــرا فکــار می بینـم
* احتمالاً جنگ جهانی سوم.
مردمـــان جهــان ز انس و پری همــــه را در فــــرار می بینــم
مر مسیـــــح از سمـا فـرود آیـد گــــوردجــــال زار*می بینـــم
* یکی از علائم قطعی ظهور، پیدایش دجال است. بسیاری از متفکران امروز، دجال را همان دستگاه عظیم تبلیغاتی، هنری و رسانه ای غرب جدید می دانند که مجهز به کارآمدترین سلاحها؛ یعنی تکنولوژی فرا پیشرفته ی ارتباطات می باشد و همه ی وجهه ی همت خود را در تخدیر ذهن و اندیشه و تخریب فرهنگی ملل جهان قرار داده است. بنابر روایات، پس از رجعت حضرت مسیح(ع)، و با توجه به اینکه خواستگاه دجال، مغرب زمین بوده و ظاهراً از تمدن مسیحی برخاسته است، کار نابودی او ،به مسیح(ع) سپرده می شود.
رنگ یک چشم اوبه رنگ کبود* خری بر خر ســوارمی بینــم**
* در روایات است که دجال، یک چشم دارد و آن چشم که رنگی کبود دارد، همه ی صورت او را اشغال کرده است و همه ی نظرها را به خود جلب می کند و همه ی ملل جهان به او می نگرند. برخی، این ویژگی ها را با تلویزیون و مانیتور رایانه تطبیق داده اند.
** خری بر خر سوار، اشاره به این است که مبنای تفکر و دعوت دجال، حماقت و جهل بوده و کار اصلی او این است که مردم را از حقایق هستی، غافل نماید و آنان را به جهل و تن پروری و زر اندوزی و فساد و شهوت و دنیا طلبی، سرگرم کند.
هر قـــــدم از خرش بود میلـــی دورگردون غبـــــارمی بینــم*
* ویژگیهای مزبور که البته در روایات نیز با همین تعابیر اشاره شده است، نشان می دهد که دجّال، انسان نیست زیرا هر قدم او یک میل راه است و وجود او، تمام دور گردون و منظومه ی شمسی را مثل غباری پر کرده است، بنابر این دجال، امواجی است که به سرعت منتشر می شود و از طریق ماهواره ها که دور گردون در حرکتند، به همه جای زمین ، منتشر می گردد.
آل سفیـــــان* تمام کشتــه شوند با هـــزاران ســــوار می بینـم
* همه می دانیم که یکی از علائم قطعی ظهور، خروج سفیانی است. سفیانی بنابر آنچه در روایات آمده است، یک شخص نیست بلکه یک جریان اقتدارگرا؛ متشکل از سفیانی های متعدد است که سلطه را دنبال می کند. همه این را هم می دانیم که دشمن ترین دشمنان پیامبر(ص)، ابوسفیان و پس از او ، دشمن ترین دشمنان آل پیغمبر(ع)، آل سفیان یا همان بنی امیه بوده اند. پس جریان سفیانی، یک جریان تاریخی است که از ابوسفیان آغاز شده و با معاویه و یزید و بنی امیه و سپس همه ی سلطه گران فاسد که در مقابل حق و حقیقت ایستاده اند، ادامه یافته است و سرانجام به سفیانی عصر ظهور ختم می شود که به تمام قامت، در مقابل فرزند پیامبر خواهد ایستاد اما این بار با همه ی سپاهش، نابود خواهد شد.پس سفیانی عصر ظهور، همان جریان سلطه ی جهانی است که حق و عدالت را برنمی تابد. نابودی سفیانی، در حقیقت، انتقام از همه ی ظلمهای تاریخی و خونهای به ناحق ریخته شده است؛ مخصوصاً انتقام از بزرگترین ظلم و خونریزی تاریخ، که در کربلای حسینی رقم خورد.
مهــــدی وقت و عیســـی دوران هر دو را شهســـــوار می بینــم
دیـن و دنیــا از او شـــود معمور خلق از او، بخت یـــار می بینم
مسکنش شهر کوفه خواهد بـود دولتـــــــش پایــــدار می بینم
هفــــت باشـــد وزیر سلطانـــم همـــــه را کامکـــار می بینــم
زینـــت شـــرع و رونــق اسلام محکـــــم و استــــوار می بینم
عاصیـــــان از امـــام معصومــم خجـــل و شرمســـار می بینـــم
گرگ با میــش، شیـــر با آهـــو در چـــــرا، برقـــرار می بینــم*
* کنایه از گسترش عدل و امنیت و رفاه بر جغرافیای زمین، تحت حکومت واحد جهانی حضرت حجت روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء
نه درودی به خـــود همی گویم بلکـــه از ســـرّ یار می گویـــم
نعمــت الله نشستــــه در کنجــی همــــه را در کنـــــار می بینم.

آسمان آبی نوشته:

ممنون دوست گرامی. نسخه خطی جالبی بود که خیلی از تکات را اشکار ساخت. این گویا در زمان ناصر الدین شاه نوشته شده است و می تواند منبع مهمی از پیشگویی ها باشد چون لاقل از زمان بعد از قاجار را بما بدون تحریف خواهد گفت ولی من هر چه گشتم اثری از پیش گویی ندیدم ! اگر شما دیدید لطفا به من هم بگویید چون بسیار جالب خواهد بود. این کتاب حتما به دید ناصرالدین شاه هم رسیده است با ان مدح و ثنای اول ان. ولی پیشگویی کجاست . نکند اساسا وجود ندارد و این نسخه وزین هم این مطلب را ثابت می کند. اگر هم بوده باشد جزو اشعار رسمی شاه نعمت الله نبوده است و معلوم نیست چه کسی آنها را و با چه طریقی عنوان کرده است . شخصا به سر یار شاه نعمت الله معتقدم ولی به دروغ گویی بشر هم ایمان دارم. در همین کامنت دانی ببین چطور کثیف ترین و رذل ترین حکومت تاریخ ایران را که دوران قاجاریه پیش ان طلاست را با این اشعار تایید غیبی می کنند. زمین و زمان را به هم می بافند تا بلکه خودشان و حکومت شیطانی خود را به مصدر عالم غیب متصل سازند تا بلکه بتوانند بیشتر دزدی کنند ! من در زیر لینک پی دی اف این کتاب را مب گذارم اگر کسی در آن پیش گویی دید به من هم اطلاع دهد خوشحال خواهم شد.
https://ia801809.us.archive.org/23/items/DivanShahNematollahSangi1813/Divan-Shah-Nematollah-sangi%201813.pdf

محمد نوشته:

در جواب آسمان آبی :
در صفحه های ۱۶ - ۱۷ - ۱۸ فایل pdf در حاشیه صفحه و به صورت دستی نوشته شده .

آسمان آبی نوشته:

خیلی متشکرم محمد جان. این حاشیه که ظاهرا با قلم آبی نوشته شده است جزو کتاب نیست و معلوم نیست چه کسی با چه منظوری این کتاب خطی ارزشمند را لکه دار کرده است! البته همین حاشسه نویسی ناشیانه هم تفاوت های اساسی با قصیده بالا دارد! و خود می تواند منشا سوالات بسیار دیگر باشد از جمله اینکه نامی از مهدی در ان ندیدم. باز هم سوال اساسی برجاست. قدیمی ترین سندی که این اشعار را که بسیار معروف هستند را نشان دهد کجاست؟ همه می گویند مال ما اصل است ولی سندی برای ان ارائه نمی کنند . بعد هم برای خود می نشینند حساب و کتاب می کنند و ابجد می اندازند و این تفسیر های خنده اور را می نویسند. حقیقتش را بخواهی از عالم درویشی بی بهره نیستم و مطالعات روانشناسی و اسپریچوالیزم دارم و با مبانی علمی و روحی پیشگویی اشنایی دارم. و پیشگویی هایی نیز برای خودم اتفاق افتاده است ولی دستکاری در اشعار عارف نامدار ایرانی خیانت است. چسباندن پلید ترین و دروغگو ترین حاکمان به او اهانت به شاه نعمت اله است. حالا باز هم تکرار می کنم که این اقایان محترم بجای تفسیر های کذا بگردند و سندیت برای ادعای خود نشان دهند. دوستی در بالا در رد این اشعار ادرس مجمع الفصحا را داده بود ولی من در صفحه ۴۵ جلد دوم چیزی نیافتم. ممنون خواهم شد اگر ادرس دقیق تری بدهند.

پارادوکس نوشته:

/*/*/*/*/*/*/*/****************************/*/*/*/*/*/*/*/*/*/

با این همه حاشیه ای که واسه این شعر به وجود اومده کنجکاو شدم و کل دیوان چاپ سنگی که دوستان لینکش رو در بالاتر گذاشتن صفحه به صفحه جستجو کردم اما در هیچ جایی از کتاب این ابیات رو پیدا نکردم! جز در حاشیه نویسی با خودکار آبی که معلوم نیست کار کدوم بیمار روان‌پریشیه که به خودش اجازه داده همچین عملی انجام بده.
الله و اعلم

/*/*/*/*/*/*/*/****************************/*/*/*/*/*/*/*/*/*/

arvin نوشته:

علی محمدی اتفاقا سلطنت طلبا هم بر عکس حرف تو رو میزنن

شیما نوشته:

اتیست نو مسلمان سوار خر دجال شدی خودت خبر نداری برو احادیث درباره دجال رو بخون که یه انسان راه میافته میگه منم رب اعلی شما که تا به امروز که حسینی راز مگوی صوفی ها رو فاش نکرده بود هیچ کس فکر نمیکرد دجال یا خدای دروغین همون انسان کامل یا قطب دراویش باشه چون این راز رو نمیگفتن ولی حسینی پته همه ی وحدت وجودی را روی اب ریخت تا الان همه فکر میکردن دجال امریکا دیجیتال یا فراماسونها هستند چون باورشون نمیشد یک انسان اونم مسلمون بگه من خدام یامن با خدا متحد شدم یا خدا در من حلول کرده خود منم تا حالا فکر میکردم همه ی صوفی ها و دراویش همون علی الله ایها ی ساده دل و گول خورده هستن که از عشق زیاد نسبت به امام علی به غلو روی اوردن و میگن علی خداست ولی حسینی چشمم رو به واقعیت باز کرد و متوجه حدیث پیامبر شدم که میگفت دجال یه جریان ادامه داره که تا پایان اخرالزمان وجود داره بعد خودش رو اشکار میکنه و اکثر مطربان یهودیان زنان طرفدار دجال میشن بعد برای اینکه مسلمون های اخرالزمان گول نخورن گفت یادتون نره خدا راه نمیره غذا نمیخوره و تا زنده اید خدا رو نمیبینید
تو زمان خود حضرت محمد هم یه نفر ادعای خدائی کرد به نام صائد ابن صید که همه فکر کردند دجاله ولی پیامبر گفت این دجاله ولی نه دجال اخرالزمان

ایمان سهیلی نوشته:

گفت:

الناس علی دین ملوکهم!

احسنت بر «ملوک» پر شوکت عصر جدید ما ٬ که چه کرده اند در گسترش و تعمیق خرافات! نمونه ی غلیظ و پررنگش ٬ حاشیه های نوشته شده بر این شعر!
وقتی زبان ها رو می برن و قلم ها رو می شکنن ، نقد خردمحور نه تنها فرصت بروز وظهور پیدا نمی کنه ، که کم کم به قول قدما ، مثل عنقا و کبریت احمر نایاب می شه …
گسترش اعتقاد به پیشگویی وقایع ،
از نشانه های انحطاط فرهنگی یه جامعه ست.

یک خدای سر براه / پیشوایانِ گناه

مردمی بی گوش و چشم / نسل های اشتباه …

احمد نوشته:

آسمان آبی شما قصیده شماره ۲۵ رو حتما بخونید که شاه نعمت الله شیعه بودن خودش رو داد میزنه . لطفا نسنجیده سخن نگویید و افکار باطل خودتون رو نشر ندهید .م به دم دم از ولای مرتضی باید زدن

دست دل در دامن آل عبا باید زدن

نقش حُب خاندان بر لوح جان باید نگاشت

مُهر مِهر حیدری بر دل چو ما باید زدن

دم مزن با هر که او بیگانه باشد از علی

گر نفس خواهی زدن با آشنا باید زدن

روبروی دوستان مرتضی باید نهاد

مدعی را تیغ غیرت بر قفا باید زدن

لافتی الا علی لاسیف الا ذوالفقار

این نفس را از سر صدق و صفا باید زدن

در دو عالم چارده معصوم را باید گزید

پنج نوبت بر در دولت سرا باید زدن

پیشوائی بایدت جستن ز اولاد رسول

پس قدم مردانه در راه خدا باید زدن

گر بلائی آید از عشق شهید کربلا

عاشقانه آن بلا را مرحبا باید زدن

هر درختی کو ندارد میوهٔ حب علی

اصل و فرعش چون قلم سر تا به پا باید زدن

دوستان خاندان را دوست باید داشت دوست

بعد از آن دم از وفای مصطفی باید زدن

سرخی روی موالی سکه نام علی است

بر رخ دنیا و دین چون پادشا باید زدن

بی ولای آن ولی لاف از ولایت می زنی

لاف را باید که دانی از کجا باید زدن

ما لوائی از ولای آن ولی افراشتیم

طبل در زیر گلیم آخر چرا باید زدن

بر در شهر ولایت خانه ای باید گزید

خیمه در دارالسلام اولیا باید زدن

از زبان نعمت الله منقبت باید شنید

بر کف نعلین سید بوسه ها باید زدن

احمد نوشته:

قصیده شماره ۲۷ بود اشتباه ۲۵ تایپ شد
البته در تمام قصیده ها یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم به ولایت حضرت علی اشاره شده

کانال رسمی گنجور در تلگرام