گنجور

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » قصاید
 

داد جاروبی به دستم آن نگار

گفت کز دریا برانگیزان غبار

آب آتش گشت و جاروبم بسوخت

گفت کز آتش تو جاروبی برآر

عقل جاروبت نگار آن پیر کار

باطنت دریا و هستی چون غبار

آتش عشقش چو سوزد عقل را

باز جاروبی ز عشق آید به کار

کردم از حیرت سجودی پیش او

گفت بی ساجد سجودی خوش بیار

آه بی ساجد سجودی چون بود

گفت بی چون باشد و بیچاره یار

عقل لای نافیه می دان همی

عشق اثبات حق است ای یار یار

سجده بی ساجد ندانی چون بود

یعنی بی هستی ساجد سجده آر

گردنک را پیش کردم گفتمش

ساجدی را سر ببر با ذوالفقار

تیغ تا او بیش زد سر پیش شد

تا برست از گردنم سر صد هزار

گردنم یعنی سر هستی بود

تیغ تیز عشق باشد ذوالفقار

چون سر هستی ببرید از بدن

معرفت شد آشکارا صد هزار

ای مزاجت سرد کو طاس دلت

تا در این گرمابه تو گیری قرار

بگذر از گلخن تو در گرمابه رو

جامه بر کن بنگر آن نقش و نگار

گر فسرده نیستی برخیز گرم

ترک صورت کن بمعنی کن گذار

طاس دل بر کن ز تن حمام تن

سوی باغ جان خرام ای با وقار

تا ببینی نقشهای دل ربا

تا ببینی رنگهای لاله زار

خاک و آب از عکس او رنگین شده

جان بتازیده به ترک و زنگبار

از حُجُب بیرون خرامد بی حجاب

رونق گلزار و جان لاله زار

لاله زار و نقشهای بی حساب

از تجلی باشد ای صاحب وقار

چیست شرق و غرب اندر لامکان

گلخن تاریک و حمامی نگار

شش جهت حمام و روزن لامکان

بر سر روزن جمال شهریار

خلوت دل لامکانست از یقین

روزنش جانست و جانان شهریار

گلخن تاریک نفس شوم تست

چیست حمام این تن ناپایدار

من چراغ هر سرم همچون فتیل

جمله را اندر گرفته از شرار

شمعها بر می شد از سرهای من

شرق و مغرب را گرفته از قطار

چون گذر کردی از این و آن به عشق

جامه درپوش از صفاتش ذات وار

باز چون همرنگ و بوی او شدی

یار خود بینی نگار هر نگار

شب گذشت و قصه ام کوته نشد

ای شب و روز از حدیثش ذات وار

شاه شمس الدین تبریزی مرا

مست می دارد ز جام بی خمار

سید ملک وجودم لاجرم

آنچه پنهان بود کردم آشکار

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

لطفا به غزل شماره ۱۰۹۵مولوی رجوع کنید.

بهمن نوشته:

با سلام
خسته نباسید و تشکر از زحمات شما عزیزان
لطفا ضمن مقایسه این قصیده با غزل شماره ۱۰۹۵ حضرت مولانا ان را اصلاح نمایید
پاینده باشید

م نوشته:

این شعر شرحی بر غزل حضرت مولانا است نه سرقت ادبی. ابتدا بیت یا ابیاتی از غزل ۱۰۹۵ حضرت مولانا به تصحیح فروزانفر سپس شرح شاه نعمت الله ولی برگرفته از کلیات اشعار شاه نعمت الله ولی ذکر شده است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام