گنجور

در تحقیق زکوة

 
شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق
 

چو دانستی عماد دین صلوه است

از آن پس در پیش آتو الزکوه است

زکوه مال جندانی که حالست

برون می‌کن چو دانی شوخ مال‌ست

چو بینی مستحق از طعم و طیبی

نصابت چون بود می‌ده نصیبی

زکوه صورتی بعد از نصاب‌ست

ولی فردا انصاب اندر حساب‌ست

به امر شرع بی ترسی و بیمی

بباید دادنت از بیست نیمی

ز مال گوسفند و غلّه و زر

زکوه فطر نیز آمد بر سر

زکوه فطر از آن بر سر فکندند

که تا معلوم گردد خلق چندند

زکوه مال دادی کشت مالت

بحصن اندر وز آن نبود وبالت

زکوتی را که دادی بهر جنت

مکن باطل به ایذا و به منت

به هر چیزی زکوتی هست بر ما

ز سیم و غلّه و انگور و خرما

مرا در کیسه نقد این بد گشادم

زکوه نقد خویش از علم دادم

بگیر از من زکوه از مستحقّی

که حق‌ست این زکوه از مرد حقی

زکوه اولیا دانستهٔ چیست

فدا کردن به جای نیمهٔ بیست

زکوه صادقان خود ترک مال‌ست

نمی‌دانم که ایشان را چه حال‌ست

چو خواهی این سخن را عین تحقیق

بکن تقلید از بوبکر صدیق

فدا کرد او همه نی نیمی از بیست

که دانست آچه خواهد داد باقی است

زکوه عاشقان خود ترک جان‌ست

نمی‌دانم خود که را برگ آن‌ست

ز دست و پا و چشم و گوش و بینی

زکاتت هست اگر بر خویش بینی

به هر دم کز خدا یابی حیاتی

از آن بر خویش واجب دان زکانی

اگر بر دست گیری مال سهل‌ست

ولی در دل نگه داری جهل است

برای مصلحت دنیا گنه نیست

سر جمله گناهان حب دنیی است

زکوه خاصگان آن علی بود

علی کرد آنچه او را حق بفرمود

نکرد این کار از خلق جهان کس

زکوه اندر نماز او دادی و بس

شنیدستی که در وقت رکوع او

به سائل داد خاتم در خشوع او

سه قرص جو هم از بهر خدا داد

خداوندش جزای هَلْ اَتی داد

تو هم گر می‌توانی همچنین باش

ز دنیا دور شو در راه دین باش

زکوه ار می‌دهی بهر خدا ده

چو می‌دانی که از جمله خدا به

زکوتی کان به حق باشد قبول‌ست

قبولش کن که این قول رسول‌ست

بیاموز ار ندانی این طریقت

ز محمودت زکوتی ده حقیقت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع کنزالحقایق | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیرعلی نوشته:

جناب شیخ محمود شبستری در این ابیات به تعریف زکات میپردازد و بعد از شمردن حد شرعی زکات که از بیست نیم است، میفرماید زکات خود را با علم داده ام. باید دانست علم همانگونه که ایشان میفرماید زکات دارد و زکات آن آموختن است ولی علم دروغین و پا در رکاب تفسیر و تعلیم گذاشتن مصداق پراکندن دروغ و بهتان است. ایشان مصداق آیه اولوالامر را چنین تفسیر میکند که علی در حین نماز زکات یک انگشتری خاتم داد. این نیز از احادیث و گفتارهای اثبات نشده است ولی این خاتم نشان اولیا خداوند است که در نهان خداوند به آنها خاتم عنایت میکند چنانچه حافظ میفرماید

سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی
چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم

پس مصداق این آیه اولوالامر همان سلیمانان یا پادشاهان الهی هستند که خداوند به آنها خاتم عنایت کرده نه بشر. لذا زکات عوام مال است و زکات خواص جان. البته از این مرتبت که بگذری خاتم و لعل هم نمیخواهی که موجب نخوت و فخر است و ملکوت خداوند آنجاست که فخر فروشی نباشد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام