گنجور

در جزلی عمل

 
شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق
 

گرت امروز سوی ظلم میل است

بدان کان میل فردا چاه ویل است

چو فردا نیک و بد اندر شمار است

جزای عدل نور و ظلم نار است

شنیدستی که خود بد ز مردم

بود فردا به صورت مار و کژدم

برو ای دوست ترک خوی بد کن

ز من بشنو دوای جان خود کن

خوی نیکو گزین کان دلپذیر است

که فردا شهد و خمر و آب و شیر است

بساز امروز نیکو کار خود را

بسوز ار می‌توانی تخم بد را

چو دانی مزرعه دنیاست انبار

چو دادت مزرعه تخم نکو کار

تو تخم نیک کاری بد نباشد

جزایش جز یکی هفتصد نباشد

اگر خار است اگر خرماست بارت

همان باشد قیامت در کنارت

درین معنی که گفتم نیست نقصان

حقیقت همچنین باشد یقین دان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع کنزالحقایق | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مریم نوشته:

عنوان شعر “در جزای عمل” است که اشتباها “جزلی” تایپ شده، لطفا تصحیح بفرمایید.
با تشکر

کانال رسمی گنجور در تلگرام