گنجور

در حقیقت نفس گوید

 
شیخ محمود شبستری
شیخ محمود شبستری » کنز الحقایق
 

مثال این‌ست نیکو فهم آن کن

مدارش سرسری فهمش به جان کن

درخت ار چند دارد شاخ و باری

حقیقت بار او آید به کاری

حقیقت نفس انسانی چنین است

که شاخش آسمان بیخش زمین‌ست

تن از دنیا و جان از آخرت دان

ز دنیا تن بگیر از آخرت جان

توئی تو به بین تا چیست آنست

که تن را قلب و قلبت را چو جانست

به غیر از این چنین گفتن ندانم

وگر ظاهر کنم باشد زیانم

اگر افشا کنم اسرار کفر است

بدین اقرار کن انگار کفر است

بسی گفتی ولی چیزی نگفتم

چو میوه خام بود آن را نهفتم

به وقت خویش موقوفست است کار

چو وقت آید برش یابی به یک بار

هنوز این میوه کو یا خام خام است

وگر مکشوف گردانم حرامست

به رمزی گفتم این معنی به مفهوم

شود آن را که باشد عقل معلوم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: منبع کنزالحقایق | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام