گنجور

شمارهٔ ۳۵ - قطعه کتب الی (الخدمة) الصاحب الشهید طاب ثراه

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

چو حق خواجه را آن سعادت بداد

که بر اسب دولت سواری کند

بجود آب روزی هر بی نوا

بباران ادرار جاری کند

بآب سخا آن کند با فقیر

که با خاک ابر بهاری کند

بماء کرم سایل خویش را

چو گل در چمن چهره ناری کند

کسی را که حق داد بر خلق دست

نشاید که جز حق گزاری کند

بعدل ار تو یاری کنی خلق را

بفضل ایزدت نیز یاری کند

ز مظلوم شب خیز غافل مباش

که او در سحرگاه زاری کند

بسا روز دولت چو روشن چراغ

که ظلم شب آساش تاری کند

تو محتاج سرگشته را دست گیر

که تا دولتت پایداری کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام