گنجور

شمارهٔ ۲۸

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات
 

دین و دولت قرین یکدگرند

همچنین بود و همچنین باشد

دولتی را که دین کند بنیاد

همچو بنیاد دین متین باشد

بقرانها زوال ممکن نیست

دولتی را که دین قرین باشد

هست ای شاه دولت بی دین

خاتمی کش خزف نگین باشد

مهربانی طمع مدار ز خلق

دین چو با دولتت بکین باشد

نیست حاجت بعون و نصرت کس

دولتی را که دین معین باشد

دنیی و آخرت ببردی اگر

دولت تو معین دین باشد

توأمانند ملک و دین باهم

شمع همزاد انگبین باشد

صاحب دولت ار بود دین دار،

خصمش ار شاه روم و چین باشد

دست و دولت ورا بود بمثل

گر علمدارش آستین باشد

همنشین باش با نکوکاران

مرد نیکو بهمنشین باشد

بزرش همچو گلشکر بخرند

خار چون با ترانگبین باشد

سرکه چون با عسل درآمیزد

نام نیکش سکنجبین باشد

بشنو پند سیف فرغانی

که سخنهای او گزین باشد

بتوانگر که ملک دارد و مال

تحفه اهل فقر این باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام